السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
205
سيره معصومان ( فارسي )
چون خبر كشته شدن حارث به پيامبر رسيد ، بر وى گران آمد و سه هزار تن از ياران خويش را گرد آورد و آنها را به ديار روم روانه ساخت و فرماندهى آنان را بر عهدهء زيد بن حارثه نهاد و چنان چه زيد كشته شود ، كار فرماندهى آنان را جعفر بن ابى طالب و از پس او به عبد اللّه بن رواحه واگذار كرد . اكثر محدثان همين سخن را گفتهاند اما در روايت ابان بن عثمان از امام صادق ( ع ) آمده است كه پيامبر ( ص ) ، جعفر را بر سپاه گمارد و پس از او زيد و پس از زيد ، ابن رواحه را . ابن ابى الحديد گويد : محدثان اتفاق دارند كه زيد بن حارثه فرماندهء اول سپاه بوده است و شيعه اين سخن را انكار مىكند و مىگويد : جعفر بن ابى طالب به عنوان نخستين فرمانده تعيين شده است و چنانچه جعفر كشته شود ، زيد و پس از كشته شدن او عبد اللّه بن رواحه فرماندهى را عهدهدار مىگردد . آنها در اين باره رواياتى هم نقل مىكنند . من در اشعارى كه محمد بن اسحاق در كتاب مغازى خود آورده ، آن چه را كه گواه سخن شيعه باشد يافتهام . از جمله اشعارى كه آنها روايت مىكنند اين شعر حسان بن ثابت است : فلا يبعدن اللّه قتلى تتابعوا * بمؤته منهم ذو الجناحين جعفر و زيد و عبد اللّه حين تتابعوا * جميعا و اسياف المنية تقطر غداة غدوا بالمؤمنين يقودهم * الى الموت ميمون النقيبة ازهر اغر كضوء البدر من آل هاشم * ابى اذا سيم الدنية اصعر فطاعن حتى مال غير موسد * بمعترك فيه القنا متكسر پيغمبر ( ص ) به آنها فرمود كه به محل قتل حارث بروند و آنان را به اسلام فرا بخوانند تا اگر به دعوت پاسخ مثبت دادند ( فبها ) و گرنه از خداوند برايشان يارى طلبند . رسول خدا ( ص ) با آنها وداع گفت و به تقواى از خدا سفارش فرمود و گفت : به نام خدا نبرد آوريد و با دشمن خدا و دشمن خويش در شام پيكار كنيد . در آنجا مردانى را در صومعهها خواهيد يافت كه از مردم كناره گرفتهاند ، متعرض آنها نشويد و زن و كودك و سالخوردگان را نكشيد ، هيچ درختى را نبريد و هيچ بنايى را ويران نكنيد . چون سپاهيان از مدينه فاصله گرفتند ، دشمن از حركت آنها مطلع شد و براى جنگ با آنها بسيجيدند . شرحبيل بن عمرو در ميان آنان برخاست و بيشتر از يكصد هزار تن فراهم آورد و طلايهداران را فراروى خويش گسيل داشت . آنها به حركت خود ادامه دادند تا در معان از ديار شام فرود آمدند . به آنها خبر رسيد كه هرقل در مآب از ديار بلقاء به همراه يكصد هزار نفر از روم و يكصد هزار نفر از اعراب نصراتى از بكر و لخم و جذام و غير آنان ، فرود آمدهاند . مسلمانان ، دو شب در معان درنگ كرده به بازجست در كار ايشان پرداختند كه آيا به رسول خدا ( ص ) پيغام فرستند و او را از شمار دشمنانشان آگاهى دهند تا او بديشان كمك فرستد و يا فرمان ديگرى صادر كند و آنان بنا بر فرمان جديد حركت كنند . عبد اللّه بن رواحه ، مسلمانان را تشجيع كرد و گفت : مردم ! شما براى