السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
192
سيره معصومان ( فارسي )
فرمود : از اينجا تكان نمىخوريم تا مگر با قريش بجنگيم . آنگاه اصحاب خويش را به بيعت با خود فراخواند . اين همان بيعت رضوان در زير درخت بود . شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : از جمله كردار نيك على ( ع ) در اين روز هنگامى بود كه مسلمانان براى جنگ و نبرد صف بسته بودند كه خبر آن ظاهر و شرح آن مستفيض آمده است ، و اين پس از بيعتى بود كه پيامبر ( ص ) از اصحاب خويش گرفت و با آنها پيمان بست كه بردبار و شكيبا باشند . على ( ع ) از جانب رسول خدا ( ص ) با زنان بيعت كرد . شيوهء بيعت او با زنان اين بود كه جامهاى ميان خود و زنان افكند و سپس به دست خويش آن را مسح كرد . بيعت زنان با پيغمبر ( ص ) به شيوهء مسح جامه بود و رسول خدا ( ص ) ، دستى را كه زير جامهء على ( ع ) مىآمد از روى پيراهن مسح مىكرد . قاصدان در ميان رسول خدا ( ص ) و قريش رفت و آمد مىكردند . رأى آنها بر صلح و سازش قرار گرفت . قريش سهيل بن عمرو را به همراه عدهاى از مردان خود فرستادند و كار منجر به صلح شد . رسول خدا ( ص ) ، على بن ابى طالب را فراخواند تا صلحنامه را بنويسد . پيامبر به او فرمود : بنويس « بسم اللّه الرحمن الرحيم . » سهيل گفت : من چنين خدايى را نمىشناسم بلكه بنويس : « باسمك اللهم . » على ( ع ) نيز همان را نوشت . سپس رسول خدا ( ص ) فرمود : بنويس اين است مفاد آن چه كه محمد رسول خدا با سهيل بن عمرو بر سر آن مصالحه كردند . سهيل گفت : اگر من شهادت داده بودم كه تو رسول خدا هستى ديگر با تو نمىجنگيدم . به جاى آن نام خود و نام پدرت را بنويس . رسول خدا ( ص ) به على فرمود : بنويس اين است مفاد آن چه كه محمد بن عبد اللّه با سهيل بن عمرو بر سر آن مصالحه كردند . على تعلّل ورزيد و نخواست جز محمد رسول اللّه كلمهء ديگرى بنويسد . رسول خدا ( ص ) به او فرمود : بنويس كه تو هم روزى به اجبار ، نظير همين حادثه را خواهى ديد . در سيرهء حلبيه آمده است : رسول خدا ( ص ) به على ( ع ) فرمود : واژهء رسول اللّه را پاك كن . على گفت : به خدا سوگند آن را پاك نخواهم كرد . پيامبر ( ص ) فرمود : آن را به من نشان بده . على نيز آن ( واژه ) را به دو نشان داد و پيامبر ( ص ) به دست خويش آن را پاك كرد و گفت : به خدا سوگند كه من رسول خدايم هر چند كه تكذيبم كنيد . شيخ مفيد در ارشاد گويد : على به سهيل گفت : به خدا كه او به رغم ميل شما رسول خداست . سهيل گفت : نام او را بنويس ، شرط جارى شود . على به او گفت : واى بر تو سهيل ! از لجاجت خويش دست بردار . بالاخره على ( ع ) نوشت : اين است مفاد آن چه محمد بن عبد اللّه با سهيل بن عمرو بر سر آن مصالحه كرد : كه جنگ تا ده سال متوقف باشد و در آن مدت مردم در امان باشند و هر كس از قريش بدون اجازهء مولاى خود نزد محمد بيايد ، او را به قريش بازگردانند و هر كه از ياران محمد به نزد قريش آيد ، او را به وى بازنگردانند ، طى اين مدت مردم دست از يكديگر بدارند و نسبت به هم نه آشكارا حمله كنند و نه پنهانى دست به سرقت زنند . هر كه دوست دارد در عقد و پيمان محمد داخل شود آزاد باشد و هر كس مايل است در عقد و پيمان قريش باشد او هم آزاد