السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

193

سيره معصومان ( فارسي )

باشد . ( در اين هنگام قبيلهء خزاعه برخاسته گفتند : ما در عقد و پيمان محمد باشيم و ( متقابلا ) بنو بكر برخاسته گفتند : ما در عقد و پيمان قريش هستيم ) و تو امسال از ديار ما برمىگردى و وارد مكه نمىشوى و در سال آينده ما از مقابل تو كنار مىرويم و تو و يارانت وارد مكه مىشويد و سه روز در آن مىمانيد و بايد سلاح مسافر ، و شمشير در نيام ، همراه داشته باشيد و جز با اين سلاح به مكه گام ننهيد . ابو بكر بن ابى قحافه و عمر بن خطاب و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابى وقاص و عثمان بن عفان و ابو عبيده بن جراح و محمد بن مسلمه و حويطب بن عبد العزى و مكرز بن حفص ( كه اين دو نفر اخير از مشركان بودند ) و على بن ابى طالب ( نويسنده صلحنامه ) بر اين پيمان گواهى دادند . از اين صلحنامه دو نسخه نوشته شد يكى نزد رسول خدا ( ص ) ماند و ديگرى نزد سهيل بن عمرو . در همان هنگام كه صلحنامه نوشته مىشد ابو جندل پسر سهيل بن عمرو در حالى كه به زنجير بسته شده و از مكه گريخته بود ، به سوى رسول خدا ( ص ) آمد . او قبلا مسلمان شده بود و قريش او را در بند كرده و شكنجه‌اش داده بودند . همين كه پدرش سهيل او را ديد ، به طرف او برخاست و به صورتش نواخت و شروع به نكوهش او كرد و آنگاه گفت : محمد ! عقد صلحنامه ميان من و تو پيش از آمدن اين شخص ، به نزد تو به پايان رسيده بود . پيغمبر فرمود : درست گفتى . حضرت فرمود : اى جندل ! كار عقد صلح ميان من و اين قوم به پايان رسيده پس تو بردبار باش تا خداوند راه چاره و گريزى براى تو قرار دهد . سپس سهيل بن عمرو و يارانش راه خود را گرفتند و رفتند . رسول خدا ( ص ) شتر خويش را قربان كرد و سرش را تراشيد و كليه اصحاب آن حضرت نيز شتران خود را قربانى كردند و سرهايشان را تراشيدند . عده‌اى نيز موهايشان را كوتاه كردند . رسول خدا ( ص ) ده روز و اندى و به قولى بيست روز در مدينه بماند و آنگاه بازگشت . زمانى كه پيامبر ( ص ) در مكه بود مردى از قريش با كنيهء ابو بصير و به نام عتبه ، نزد آن حضرت آمد . عتبه از كسانى بود كه در قريش حبس شده بود . مكيان دو نفر را در پى او به نزد رسول خدا ( ص ) فرستادند تا وى را به آنها تسليم كند . پيامبر ( ص ) به عتبه فرمود كه بازگردد . عتبه گفت : رسول خدا ( ص ) ! آيا مرا به سوى مشركان بازمىگردانى تا مرا از دينم بفريبند ؟ ! فرمود : خداوند براى تو و مسلمانان پيرامونت راه چاره و گريزى قرار خواهد داد . عتبه به هنگام بازگشت در راهى شمشير يكى از آن دو قريشى را گرفت و با همان او را كشت و ديگر همراه آن قريشى گريخت . ابو بصير از راه شام به محلى كه كاروان قريش از آن گذر مىكردند ، رفت و عده‌اى از مسلمانان كه در مكه محبوس شده بودند به گرد او جمع آمدند . شمار آنها هفتاد تن بود . عده‌اى نيز از قبايل عرب كه اسلام آورده بودند ، به آنها پيوستند و بدين ترتيب تعداد آنها به سيصد نفر رسيد . آنها ريشهء قريش را بريدند ، كسى را نمىگرفتند جز آن كه به قتلش