السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
160
سيره معصومان ( فارسي )
و نيز در آيهاى ديگر فرموده است : « كَمَثَل الشَّيْطان إِذْ قال لِلْإِنْسان اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قال إِنِّي بَرِيءٌ مِنْك إِنِّي أَخاف اللَّه رَب الْعالَمِين . » « 228 » پيامبر ( ص ) با مسلمانان حركت كرد تا در ديار بنى نضير فرود آمد . نماز عصر را در پس ديوارهاى آن خواندند . يهوديان در دژهاى خود پناه گرفته بودند و از بالاى دژ تير و سنگ پرتاب مىكردند . مؤلف سيرهء حلبيه گويد : پيغمبر ( ص ) بلال را فرمود تا خيمهاى بزند . اين خيمه چوبى بود كه روى آن پوستى دباغى شده انداخته بودند . مردى از يهود به نام عزور يا غزول كه تيرانداز چيرهدستى بود و برد تيرش بيش از ديگران بود خيمه پيامبر را نشانه گرفت و تيرش به خيمه خورد . پيامبر ( ص ) نيز فرمود تا محل خيمهاش را تغيير دهند . نزديك عشا ، على ناپديد شد . مسلمانان گفتند : رسول خدا ( ص ) ! على را نمىبينيم ؟ ! فرمود : او را وانهيد كه به دنبال برخى از امور شماست . اندكى سپرى شد كه على با سر غزول بيامد . وقتى آن مرد مىخواست به همراه عدهاى بر مسلمانان شبيخون بزند ، على براى او كمين كرده و به دو هجوم آورده بود . همراهان غزول گريختند اما على ( ع ) خود غزول را كشت . رسول خدا ( ص ) ، ابو دجانه و سهل بن حنيف را به همراه ده تن ديگر به دنبال فراريان فرستاد آنها به فراريان رسيدند و آنها را كشتند . يكى از مورخان نوشته است فراريان ده تن بودند و اين جماعت مسلمان سرهاى فراريان را آوردند و در يكى از چاهها انداختند . اين مورخ گويد : اين مطلب ، رديهاى است بر برخى از روافض كه ادعا مىكنند على قاتل آن ده نفر فرارى است . نگارنده : ما مىگوييم هيچ كس از شيعيان ادعا نكرده است كه على قاتل آن ده نفر بوده و آنها را چه كه ادعاى نادرست بكنند ؟ ! برترى على ( ع ) در شجاعت مسألهاى متواتر و حتى فوق متواتر است و كسى كه در پى اثبات شجاعت على است ، نياز به گفتن دروغ ندارد . بلكه كسى نيازمند دروغ است كه بخواهد شجاعت شخصى را ثابت كند كه خبرى دربارهء اين كه حتى يك نفر هم در يكى از جنگها كشته است ، وارد نشده است ! از طرفى آيا همين براى اثبات اوج شجاعت على كافى نيست كه او شبانه و به تنهايى و بىآن كه كسى بفهمد براى مقابله با ده جنگجوى شجاع بيرون برود و رئيس آنان را بكشد و سر او را با خود بياورد و نه نفر همراه او را فرارى دهد ؟ اقدام دوم على اين بود كه پيامبر ( ص ) او را با عدهاى روانه داشت تا فراريان را بكشند و سرهايشان را بياورند و اگر جايگاه على نمىبود ، مسلمانان ديگر دل چنين اقدامى را نداشتند .
--> ( 228 ) حشر / 16 ؛ مانند شيطان آنگاه كه به انسان گويد : كافر شو و چون كفر ورزيد گويد من از تو بيزارم همانا من از خداوند ، پروردگار جهانيان ، مىترسم .