السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
161
سيره معصومان ( فارسي )
آيا اينها همه بس نيست براى اين كه شيعهاى ادعا كند كه على تمام ده نفر را كشته است ؟ ! با اين همه شيخ و مقتداى شيعه ، محمد بن محمد بن نعمان ملقب به مفيد ، دربارهء اين حادثه سخنانى نزديك به سخنان مؤلف سيرهء حلبيه دارد و نگفته است كه على هر ده نفر را به تنهايى كشت . وى مىنويسد : چون رسول خدا ( ص ) آهنگ بنى نضير را كرد ، نزديك حصار آنها جاى گرفت و خيمهء آن حضرت در دورترين نقطه از بنى حطمه از بطحا زده شد . چون شب فرا رسيد يكى از افراد بنى نضير تيرى به سوى آن حضرت انداخت كه به خيمه اصابت كرد . پيغمبر ( ص ) نيز فرمود تا خيمهاش را به سفح ببرند . مهاجران و انصار خيمه را احاطه كردند . چون تاريكى فرا رسيد ، على ( ع ) را نديدند . از اين رو گفتند : رسول خدا ! على را نمىبينيم ؟ ! پيغمبر ( ص ) فرمود : او را مىبينم كه به اصلاح برخى از امور شما مشغول است . پس ديرى نپاييد كه على ( ع ) با سر آن يهودى كه به پيامبر تير انداخته بود ، آمد . نام او عزور بود . على ، سر را رو به روى پيامبر انداخت . آن حضرت از على پرسيد : چه كار كردى ؟ گفت : من ديدم كه اين خبيث دلير و شجاع است ، براى او كمين كردم و گفتم ممكن است دل آن را داشته باشد كه بر ما شبيخون بزند . پس ديدم كه با شمشير آخته و به همراه نه نفر از يهود مىآيد ، بر او حمله بردم و او را كشتم و يارانش گريختند . آنها همين نزديكيها هستند ، عدهاى را با من بفرست كه اميدوارم به آنها دست يابم . پيامبر ( ص ) نيز ده نفر را كه ابو دجانه ، سماك بن حرشه و سهل بن حنيف نيز در ميان آنها بودند ، فرستاد . آنها پيش از آن كه فراريان به دژ خود پناه ببرند ، بديشان رسيده يكايك آنها را كشتند و سرهايشان را براى پيغمبر ( ص ) آوردند . آن حضرت دستور داد كه سرهاى آنها را در يكى از چاههاى بنى حطمه بيفكنند و علت فتح دژهاى بنى نضير همين امر بود . « 229 » حاج هاشم كعبى شاعر اهل بيت در اين باره مىسرايد : و شللت عشرا فاقتضت رئيسهم * و تركت تسعا للفرار عبيدا ده تن را پراكنده كردى و رئيس آنان را شكار كردى و نه تن ديگر را وانهادى تا چون بندگان بگريزند . پيغمبر ( ص ) پانزده روز و به قولى ديگر بيش از پانزده روز ، بنى نضير را محاصره كرد . در طى اين مدت سعد بن عباده براى مسلمانان خرما مىفرستاد . پيغمبر ( ص ) نخلهاى آنها را قطع كرد و يكى از
--> ( 229 ) شيخ مفيد گويد : حسان بن ثابت در اين باره مىسرايد : اى كريهة ابليتها * ببنى قريظة و النفوس تطلع اردى رئيسهم و آب بتسعة * طورا شلهم و طورا يدفع اين ابيات صراحت دارند بر اين كه اين حادثه يا همانند آن در نبرد با بنى قريظه پيش آمده و اين ابيات دربارهء آن سروده شده است پس چگونه شيخ مفيد آن را در بخش مربوط به بنى نضير ذكر كرده است ؟ اما در البحار به جاى بنى قريظه ، بنى نضير آمده است . ( مؤلف )