السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

148

سيره معصومان ( فارسي )

نكنيد . اما ديگران گفتند : رسول خدا ( ص ) چنين نخواسته بود . اما اينك خداوند مشركان را خوار كرده و آنها را تار و مار ساخته است . چون كار آنان به اختلاف كشيد ، فرماندهء آنها عبد اللّه بن جبير براى ايشان سخنرانى كرد و آنها را به اطاعت از پيغمبر ( ص ) فراخواند . اما آنان از وى سرپيچى كردند و راه خود را گرفتند و جز اندكى كه شمار آنها به ده تن نمىرسيد ، با عبد اللّه بن جبير نماند . يكى از اين افراد حارث بن انس بود كه مىگويد : اى قوم ! پيمان پيغمبرتان را به ياد آريد و از فرمانده‌تان فرمان پذيريد . اما آنان امتناع ورزيده به سوى اردوگاه مشركان آمدند تا غارت كنند . آنها كوه را خالى گذاشتند و اين همان سخن خداى تعالى است كه فرمود : « وَ لَقَدْ صَدَقَكُم اللَّه وَعْدَه إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِه حَتَّى إِذا فَشِلْتُم وَ تَنازَعْتُم فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُم مِن بَعْدِ ما أَراكُم ما تُحِبُّون مِنْكُم مَن يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُم مَن يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُم صَرَفَكُم عَنْهُم لِيَبْتَلِيَكُم وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُم وَ اللَّه ذُو فَضْل عَلَى الْمُؤْمِنِين . » « 223 » در اين هنگام خالد بن وليد به آن تنگه و كمى پاسداران نگريست و با سواران هجوم آورد . عكرمه نيز به دنبال او رفت . آنها به مواضع تيراندازان رسيدند و بر آنها حمله بردند . تيراندازان به طرف آنها تير انداختند تا آن كه خود كشته شدند . عبد اللّه بن جبير آن قدر به آنها تير انداخت تا تيرهايش تمام شد سپس دست به نيزه برد و با نيزه جنگيد تا اين كه نيزه‌اش شكست . سپس با شمشير دست به كار نبرد شد تا آن كه قبضهء شمشيرش شكست و خودش هم كشته شد . مشركان همين كه ديدند سوارانشان مشغول جنگ‌اند ، از فرار و گريز بازايستادند و از رو به رو به مسلمانان كه با خيال آسوده مشغول گردآورى غنيمت بودند ، حمله كردند و مسلمانان را در حلقهء خود گرفتار ساختند . صفوف مسلمانان از هم گسست تا آنجا كه برخى از روى شتاب و دستپاچگى يكديگر را به شمشير مىزدند حتى يمان پدر حذيفه به اشتباه كشته شد و خود مسلمانان او را كشتند در حالى كه فرزندش فرياد مىزد : پدرم ، پدرم ، اما هيچ كس صداى او را نشنيد . رسول خدا ( ص ) يمان و ثابت بن وقس را به خاطر سن و سال زيادى كه داشتند در مدينه بر جاى نهاده بود . يكى از آنان به ديگرى گفت : چرا ما شمشير برنداريم و به رسول خدا ( ص ) نپيونديم . آن دو پيش تاختند تا از روبه‌روى مشركان درآمدند . اما ثابت را مشركان كشتند ولى يمان ، به دست مسلمانان كه او را نشناخته بودند ، كشته شد . پيامبر هم ديه حذيفه را از اموال مسلمانان پرداخت . مسلمانان بسيارى كشته شدند و شمار كشتگان آنها به هفتاد نفر يا بيشتر ، برابر شمار كشتگان

--> ( 223 ) آل عمران / 152 ؛ خدا وعدهء خويش با شما راست كرد آن دم كه به اذن وى بكشتيدشان تا وقتى كه سست شديد و در كار جنگ اختلاف كرديد و نافرمان شديد با وجود آنكه خدا چيزى را كه دوست مىداشتيد به شما نمايانده بود ، كسانى از شما بودند كه دنيا مىخواستند و كسانى نيز بودند كه آخرت مىخواستند آنگاه شما را از كشتنشان بازداشت تا بيازمايدتان و از شما درگذشت كه خداوند بر مؤمنان صاحب فضلى بزرگ است .