السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

147

سيره معصومان ( فارسي )

دوره و زمانى وجود داشته است ، آنها را مجبور ساخته تا رواياتى نقل كنند كه با رواياتى كه حاكى از كشته شدن تمام پرچمداران قريش به دست على بن ابى طالب است ، در منافات باشد و ما بايد به روايتى كه پيش از اين از امام باقر ( ع ) ، نقل كرديم مبنى بر آن كه على ( ع ) نه پرچمدار قريش را كشت ، اخذ كنيم چون سند اين روايت صحيح است . ابن اثير گويد : عبد الرحمن بن ابى بكر كه با مشركان بود به ميدان آمد و جوياى مبارزه شد . ابو بكر خواست به نبرد او بشتابد كه رسول خدا ( ص ) به او فرمود : شمشير خويش در نيام فرو كن و ما را به خود بهره‌مند ساز . ابو سفيان به خالد بن وليد كه دويست سوار با خود همراه داشت ، گفت : چنان چه ديديد ما با آنها درگير شديم از اين شكاف به سوى آنان برويد تا پشت آنها درآييد . خالد بن وليد هم هرگاه مىخواست از طرف چپ لشكر پيامبر ( ص ) بگذرد و خود را به سفح برساند تيراندازان او را مانع مىشدند . اين كار ميان او و مسلمانان چندين بار تكرار شد . طبرى گويد : دو گروه به كارزار پرداختند و تنور جنگ داغ شد . ابو دجانه در ( كام ) سپاهيان قريش ناپديد مىشد و حمزة بن عبد المطلب و على بن ابى طالب به همراه تنى چند از مسلمانان نبرد مىكردند . پس خداوند يارى و راستى وعدهء خويش را بر آنان فرو فرستاد . آنها مشركان را به شمشير مىكشتند تا آنجا كه آنها را رسوا ساختند . شكست قريش بىگمان روى داده بود . چون پرچمداران كشته شدند ، مشركان رسوا و تار و مار شدند و به گرد چيزى ( پرچمى ) جمع نمىشدند . صفوفشان از هم گسسته بود و زنانشان پس از آن همه شاديها و بر دف كوبيدنها بانگ زارى و وا ويلا سر مىدادند . زبير گويد : به خدا سوگند چشمم به خلخال و ساق هند دختر عتبه و ديگر زنان همراه وى افتاد كه دامنهاى خود را فراهم چيده بودند و مىگريختند بدون اين كه زياد يا اندكى از آنها گرفته شود . براء گويد : تا آنجا كه ديدم زنان دامنهاى خود را بالا گرفته بودند و خلخالهايشان آشكار گشته بود . واقدى نويسد : خداوند تعالى پيامبران و يارانش را در هيچ ميدانى همانند احد پيروزى عطا نكرد ليكن مسلمانان سرپيچى كرده با يكديگر به ستيزه برخاستند . چون مشركان روى به گريز نهادند مسلمانان به تعقيب آنها پرداختند و هرطور كه خود مىخواستند بر آنها ضربت مىزدند تا آن كه آنها را از آوردگاه بيرون راندند و شروع به غارت كردن و غنيمت گرفتن كردند . چون تيراندازان اين صحنه را ديدند ، برخى به برخى ديگر گفتند : چرا بىخود اينجا بمانيد كه خداوند دشمن را تار و مار كرد و اينها برادران شمايند كه دارند اردوگاه مشركان را غارت مىكنند ، پس شما نيز به اردوگاه آنان برويد و با آنها غنيمت بگيريد . برخى از تيراندازان پاسخ دادند : مگر ندانستيد كه رسول خدا ( ص ) به شما فرمود : مراقب پشت سر ما باشيد و اگر هم ما غنيمت گرفتيم شما ( براى جمع غنيمت ) شركت