السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

146

سيره معصومان ( فارسي )

جز تو بر من دليرى نمىكند . آنگاه طلحه بر على هجوم برد و ضربتى زد . آن حضرت با سپر خويش جلو ضربت او را گرفت سپس على بر رانهاى او ضربتى زد و هر دو رانش را قطع كرد . طلحه به پشت بر زمين افتاد و رايت سقوط كرد . على بالاى سر طلحه رفت تا او را بكشد اما طلحه او را به پيوند خويشى ميان خود و على آن حضرت را سوگند داد . على هم از او منصرف شد . مسلمانان گفتند : چرا او را نكشتى ؟ على ( ع ) پاسخ داد : چنان ضربتى بر او زدم كه با وجود آن هرگز زندگى نتواند كرد . سپس ابو سعيد بن ابى طلحه رايت را برداشت و على او را كشت و رايت بر زمين افتاد . آنگاه عثمان بن ابى طلحه رايت را برداشت و على او را كشت و رايت بر زمين افتاد . سپس مسافع بن ابى طلحه رايت را به دست گرفت و على او را هم كشت و رايت بر زمين افتاد . آنگاه حارث بن ابى طلحه رايت را در دست گرفت و على او را كشت و رايت بر زمين افتاد . پس از وى ابو عزيز بن عثمان رايت را گرفت و على او را از پاى درآورد و رايت بر زمين افتاد . سپس عبد اللّه بن ابى جميلة بن زهير رايت را برداشت و على او را كشت و رايت بر زمين افتاد . پس امير المؤمنين نهمين نفر « 222 » از بنى عبد الدار را كه ارطاة بن شرحبيل بود ، كشت . على ( ع ) به مبارزهء او رفت و وى را از پاى درآورد . رايت بر زمين افتاد . آنگاه غلام آزاد كردهء ايشان ، صؤاب ، رايت را به دست گرفت . امير المؤمنين ( ع ) ضربتى بر دست راست او زد و آن را قطع كرد و رايت بر زمين افتاد آنگاه صؤاب رايت را به دست چپ گرفت على ضربتى هم بر دست چپ او زد و آن را جدا كرد و رايت بر زمين افتاد . سپس صؤاب با دو دست قطع‌شده‌اش ، رايت را به سينه‌اش چسباند و پرسيد : اى بنى عبد الدار خوب پاسدارى كردم ؟ پس امير المؤمنين ( ع ) ضربتى بر سر او زد و او را كشت و رايت از دست وى بر زمين افتاد . سپس عمره دختر علقمه حارثيه رايت را برداشت . قريش به هنگامى كه از ميدان مىگريختند به رايت نگريستند كه برافراشته شده ، پس بدان پناه آوردند . در روايت شيخ مفيد به نقل از محمد بن اسحاق كه سند آن در سيرهء على ( ع ) مذكور خواهد افتاد ، آورده است : على ( ع ) پس از كشتن طلحه و ابو سعيد ، خالد بن ابى طلحه را كشت . جز در اين روايت نام خالد در ديگر روايات ذكر نشده و ممكن است وى همان ابو عزيز بن عثمان باشد كه نامش در روايت على بن ابراهيم به ميان آمده است . پس از ملاحظه اختلاف مورخان دربارهء پرچمداران قريش ، به جز طلحة بن ابى طلحه ، و نيز شمار آنها و كسى كه آنها را كشت و چگونگى كشته شدنشان به طورى كه در اين باره حتى ميان دو تن از آنها نظير ابن سعد و طبرى و واقدى و ابن اثير و غير آنان اتفاق نظر وجود ندارد ، چنان كه دانستيد و در آينده هم خواهيد دانست بعيد نمىدانيم كه دشمنى نسبت به على بن ابى طالب كه در ميان مردم هر

--> ( 222 ) آنها را بدين اعتبار 9 تن دانسته كه غلام ايشان ، صؤاب ، را با آنها برشمرده است .