السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
130
سيره معصومان ( فارسي )
آن كه بارشان سبك شود كيسههاى سويق « 212 » را كه باروبنهء اصلى آنها بود ، انداختند و خود گريختند . مسلمانان هم كيسهها را برداشتند . اين نبرد به نام غزوهء سويق معروف شد . مسلمانان موفق نشدند به آنها دست يابند و پيغمبر پس از پنج روز غيبت از مدينه به آن شهر بازگشت فرمود . غزوهء قرقرة الكدر آن را « قرارة الكدر » نيز خوانند و آن زمينى است هموار از آن بنى سليم كه در آن پرندگانى است كه در رنگ آن كدره ( تيرگى ) است . قرقر نيز به معنى زمين صاف و هموار است ( و همان مكانى است كه اين پرندگان در آنجا هستند ) اين غزوه در نيمهء محرم ، بيست و سه ماه گذشته از هجرت روى داد . به پيامبر ( ص ) خبر رسيد كه عدهاى از سليم و غطفان در اين محل گرد آمدهاند . پيامبر ( ص ) به همراه دويست مرد به سوى آنان روانه شد . لواى آن حضرت با على بن ابى طالب بود . پيامبر در آنجا به گروهى از شبانان برخورد كه جوانى نيز به نام يسار در ميان آنها بود . پيامبر ( ص ) از يسار دربارهء آن جماعت پرسيد . يسار گفت : من دربارهء آنها چيزى نمىدانم چون من هر پنج روز يك بار به آبشخور مىروم و اين روز ، چهارمين روز است . آنها به سوى آبشخورهاى خود رفتهاند و ما هم درگير شتران هستيم . رسول خدا ( ص ) شتران را به سمت مدينه آورد . شتران پانصد رأس بودند . پيامبر خمس آنها را اخراج كرد و باقى را تقسيم فرمود . هر يك از همراهان دو شتر بهرهاش شد . غيبت آن حضرت در اين غزوه ( از مدينه ) پانزده شب به طول انجاميد . غزوهء بحران بحران جايى است در ناحيه فرع . ابن سعد در طبقات ، اين غزوه را « غزوهء بنى سليم » ناميده است و گفته : غزوهء بنى سليم در بحران در ششم ذى حجه و بيست و هفت ماه گذشته از هجرت ، روى داد . سبب اين غزوه آن بود كه پيغمبر خبر يافت عدهء بسيارى از بنى سليم در اين مكان گرد آمدهاند . پس با سيصد تن از اصحاب خويش با شتاب رهسپار شد تا به بحران رسيد و دريافت كه آنها پراكنده شده و به آبشخورهاى خويش بازگشتهاند ، از اين رو جنگى در نگرفت . رسول خدا ( ص ) به خاطر اين غزوه ده شب از مدينه غيبت كرد . غزوهء احد اين غزوه را از آنچه در كتاب واقدى و طبقات ابن سعد و تاريخ طبرى و سيرهء ابن هشام و سيرهء حلبيه و ارشاد مفيد و مستدرك حاكم و غير آنها از ديگر كتب سيره و تاريخ و حديث كه مشهور و
--> ( 212 ) سويق : گندم يا جو كه آن را سرخ مىكنند و سپس آسياب كرده با آب يا با روغن و عسل آن را مىپزند . ( مؤلف )