السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

102

سيره معصومان ( فارسي )

اليك تغدو قلقا و ضينها * معترضا فى بطنها جنينها مخالفا دين النصارى دينها « 199 » پس از وى افراد وفد كه جامهء حيبره ( نوعى چادر يمانى ) و رداهايى كه با حرير دوخته شده بود ، بر تن كرده بودند وارد مسجد شدند و رو به شرق به نماز گزاردن ايستادند . رسول خدا ( ص ) فرمود : آنها را رها كنيد . و خود از آنها دورى گزيد و به خاطر جامه‌اى كه در بر داشتند با ايشان گفت‌وگو نكرد . فردا آنها با جامهء راهبان خدمت آن حضرت آمدند و بر وى درود فرستادند . پيغمبر ( ص ) پاسخ سلام آنها را گفت و به اسلام فراخواندشان . اما آنها دعوت پيغمبر ( ص ) را نپذيرفتند و پيغمبر آنها را به مباهله دعوت كرد . آنگاه نجرانيان بر پرداخت جزيه‌اى معين با پيغمبر ( ص ) مصالحه كردند . پس از اين واقعه عده‌اى از مردم در عراق ، در نجرانيه كه در ناحيهء كوفه است ، منزل گزيدند . ما دربارهء خبر مباهله در احوال امير المؤمنين ( ع ) به تفصيل سخن خواهيم گفت . وفد جيشان : آنها از پيغمبر ( ص ) دربارهء نوشيدنيهايى كه در يمن بود پرسيدند ، از بتع كه از عسل و از موز كه از جو فراهم مىشد . پيغمبر ( ص ) از آنها پرسيد : آيا اين نوشيدنيها مستى آورند ؟ پاسخ دادند : اگر زياد بنوشيم مست مىشويم . پيامبر ( ص ) فرمود : پس هر آنچه زيادش مستىآور است اندك آن هم حرام مىباشد و ( نيز ) فرمود : هر مسكرى حرام است . نامه‌هاى پيغمبر ( ص ) به سران و پادشاهان جهان اين نامه‌ها را از كتاب طبقات الكبير نوشتهء محمد بن سعد كاتب الواقدى و نيز با استفاده از برخى روايات كتاب سيرهء حلبيه نقل مىكنيم . ابن سعد در طبقات روايت كند كه چون رسول خدا ( ص ) در ماه ذى الحجهء سال ششم هجرت از حديبيه بازگشت ، فرستادگانى به سوى سران و پادشاهان روانه كرد تا آنان را به اسلام بخوانند و در اين باره نامه‌هايى نيز براى آنها نگاشت . به آن حضرت عرض شد : رسول خدا ! پادشاهان نامهء مهر ناكرده را نخوانند . در آن روز بود كه وى انگشترى از نقره براى خود گرفت كه روى نگين آن در سه سطر اين عبارت نقش بسته بود : محمد رسول اللّه . سپس در روزى واحد ، در ماه محرم سال هفتم هجرى ، شش تن از مسلمانان ، به قصد روانه شدن به دربار پادشاهان ، حركت كردند . 1 - نامهء پيغمبر به نجاشى پادشاه حبشه نخستين فرستاده‌اى كه رسول خدا ( ص ) روانه كرد ، عمرو بن اميه ضمرى بود كه به سوى نجاشى

--> ( 199 ) به سوى تو روانه شود در حالى كه نگران است و . . . جنين او در شكمش معترض است و دينش مخالف آيين نصارى است .