السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

3

سيره معصومان ( فارسي )

از صحابهء رسول خدا ( ص ) ( كه هنوز در قيد حيات بودند ) به عنوان مرجع قابل اعتماد و دست اوّل ، و تعداد بيشترى از تابعين ( مخصوصا آنها كه در مدينه سكونت داشتند و بالاخص آن گروه كه خود از فرزندان صحابه و مهاجرين و نزديك‌ترين ياران پيامبر ( ص ) بودند ) به عنوان سند دست دوم قابل استناد ، مورد توجه نسل سوم از مسلمين ( كه پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) ، پا به عرصهء وجود گذارده بودند ) قرار داشتند . در ميان تابعين ، مخصوصا نام دو تن از مشاهير سيره‌نويس و وقايع‌نگار صدر اوّل اسلام ، در كتب سيرهء و حديث ، ذكر شده است : 1 . ابان بن عثمان بن عفّان ، فرزند سومين خليفه از خلفاى راشدين ( م . 105 ه ) 2 . ابو عبد اللّه عروة بن زبير بن عوّام اسدى ، ( م . 91 ه ) فرزند زبير ، يكى از مشهورترين صحابهء حضرت رسول ( ص ) . امّا علىرغم ، همهء اين امكانات و زمينه‌هاى مساعد و عطش و علاقه و اشتياق توده‌هاى مسلمان به اين كار ، نظر به مصالح و ملاحظات سياسى به ويژه در عصر به قدرت رسيدن خلفاى بنى اميه ، تدوين سيرهء رسول خدا ( ص ) رونق چندانى نداشت و به كندى پيش مىرفت ؟ ! و حتّى از شواهد تاريخى مىتوان دريافت كه انتشار سيرهء نبوى ( ص ) ، مورد كراهت و بغض خاندان بنى اميه بوده است ، و علّت آن هم با يك نگاه ساده و ابتدايى به حوادث سالهاى نخست دعوت ، كاملا مبرهن مىگردد : اكثريت قريب به اتفاق امويان ، در آغاز بعثت رسول اكرم ( ص ) از مخالفان سرسخت اسلام بودند و ابو سفيان سرسلسلهء خاندان بنى اميه از مخالفان و دشمنان شناخته‌شدهء پيامبر ( ص ) بود و جنگهاى قريش و كفّار مكّه با مسلمانان به پيشوايى وى صورت گرفت ! بديهى است كه تأليف تاريخ صدر اسلام و سيرهء حضرت رسول ( ص ) ، كه قهرا در برگيرندهء درگيريهاى خونين و فتوحات اسلامى مىباشد و طرف اصلى در اين جنگ و ستيزها اجداد خلفاى اموى بودند ، نمىتواند خوشايند اين گروه باشد ؟ ! « 10 » مگر اينكه بر خلاف واقع خاندان بنى اميه مورد مدح و ستايش سيره‌نويس قرار گرفته و دست ناجوانمردانه و شناخته‌شدهء تحريف به سوى « سيرهء رسول خدا ( ص ) » نيز دراز گردد ! « 11 »

--> ( 10 ) مذاكرات سليمان بن عبد الملك در زمان ولايتعهدى ، در شهر مدينه با دو پسران عثمان بن عفّان ( ابان و عمرو ) در اين زمينه ، قابل دقت و بررسى است و در عين حال شايستهء عبرت و بيدارى كه اگر « سياست » و « قدرت » محور بود ، اسلام و زندگى آورندهء آن ، يا بايد طرح نگردد و يا در صورت طرح ، مىبايست به نفع قدرت حكومت و سياست حاكم مورد تغيير و تحريف واقع شود ؟ ! ! ( ر . ك : الاخبار الموفّقيّات / صص 331 - 334 به نقل از سيرهء رسول اللّه ( ص ) ، / دكتر عباس زرياب / ص 16 . ) ( 11 ) در زمينهء جعل و تحريف ، على بن محمد بن عبد اللّه مدائنى ( 135 - 225 ) مورخ مشهور صدر اسلام ، چندين بخشنامهء رسمى دولتى ! را نقل مىكند كه قابل دقت و بررسى است . از جمله اين بخشنامه است : « معاوية بن ابو سفيان بنيانگذار خلافت اموى ، به تمام كارگزاران خود در بلاد مختلف اسلامى دستور مىدهد : حديثى در فضيلت ابو تراب ( امير المؤمنين على عليه السلام ) نباشد ، مگر اينكه روايتى مانند آن در فضيلت خلفاى نخستين و صحابه براى من بياوريد ، يا ضد آن را روايت كنيد ! اين كار نزد من محبوبتر است و براى شكستن دلايل و براهين ابو تراب و شيعيان وى ، وسيله‌اى قويتر و برنده‌تر ؟ ! » ( ر . ك : نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد / ج 3 / ص 15 - 16 / چاپ مصر . )