السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

101

سيره معصومان ( فارسي )

وفد نخع : اين وفد دو تن بودند كه قومشان آنها را نزد رسول خدا ( ص ) فرستاده بودند . آنها به اسلام گرويدند و از طرف قوم خويش با پيامبر ( ص ) بيعت كردند . رسول خدا ( ص ) از شأن و حسن هيئت آنها به شگفت افتاد و پرسيد : آيا در ميان قوم شما كسى همانند شما بازهم يافت مىشود ؟ پاسخ دادند : اى رسول خدا » ما 70 مرد را در ميان قوم خويش بازنهاديم كه همه از ما بهترند . پيامبر ( ص ) فرمود : خداوندا در نخع بركت قرار ده ! وفد نخع : اين وفد در سال يازدهم هجرى به همراه 200 مرد از يمن آمدند و در خانهء رمله دختر حارث مسكن گرفتند . اين وفد ، آخرين هيئتى بود كه بر رسول خدا ( ص ) وارد شدند . آنها در حالى كه به اسلام اعتقاد يافته بودند ، خدمت آن حضرت رسيدند و قبلا با معاذ بن جبل در يمن بيعت كرده بودند . وفد حضرموت : آنان به همراه وفد كنده ، كه فرمانروايان حضرموت بودند ، آمدند . از جملهء آنها وائل بن حجر حضرمى از ملوك و فرمانروايان حضرموت بود كه گفت : با رغبت در اسلام و هجرت آمدم . پيامبر ( ص ) براى او دعا كرد و از شدت خوش‌حالى به خاطر آمدن وى فرمود مردم را در مسجد جمع كنند . ابن سعد گويد : رسول خدا ( ص ) معاوية بن ابى سفيان را فرمود كه وائل را منزل دهد . معاويه با وائل راه مىرفت در حالى كه وائل سواره بود . معاويه به او گفت : كفش خويش را به سوى من بيفكن . وائل گفت : هرگز چون مرا نرسد كه آن را بپوشانم كه خود آن را پوشيده‌ام . معاويه گفت : پس مرا در عقب خويش سوار كن . وائل پاسخش داد : من از همنشينان ملوك نيستم . معاويه بازگفت : گرما پاهايم را سوزانيد . وائل گفت : در سايهء شترم راه بيا كه همين به عنوان شرف تو را كافى است . وفد غافق : آنها گفتند : اى رسول خدا ! ما پيران قوم خويش هستيم كه اسلام آورده‌ايم و صدقات ما در گرداگرد خانه‌هاى ما محبوس است . پيغمبر ( ص ) فرمود : آن چه براى مسلمانان است شما را نيز هست و آن چه بر آنان است بر شما نيز هست . وفد اسلم : آنها گفتند : به خدا و رسولش ايمان آورديم و از شيوهء تو ( پيغمبر ( ص ) ) پيروى كرديم . رسول خدا ( ص ) فرمود : خداوند اسلام را سالم نگاه دارد و غفار را مورد غفران و آمرزش قرار دهد و مكتوبى نوشت كه در آن دربارهء زكات و احكام واجب دربارهء چهارپايان دستوراتى داده شده بود . وفد نجران : پيغمبر ( ص ) با نجرانيان مكاتبه كرد و در نتيجه وفد نجران به سوى آن حضرت رهسپار گشتند . افراد اين وفد چهارده تن و همگى از اشراف و سران نصارا بودند كه عاقب يعنى عبد المسيح كه از كنده بود و امير و صاحب‌نظر آنان بود ، به چشم مىخورد . همچنين ابو الحارث بن علقمه از بنى ربيعه كه اسقف و دانشمند و پيشوا و صاحب مدارس آنها بود و نيز برادرانش كرز و سيد ، كه صاحب رحلهء آنها بود ، در اين جمع حضور داشت . كرز پيشاپيش جماعت آمد و اين ابيات را خواند :