عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

90

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

بوصوله إلي العدوّ ؛ والزلوق هو الّذي يزلق عنه السلاح ؛ والسبوغ : التمام ؛ و السحاب سمّي به لانسحابه في الهواء ؛ والعقاب العَلَم الضّخم ؛ و الدُلدُل من دلدلت أي اضطربَت فلعلّها سُمّيت لقلّة سكونها ؛ والابلية منسوبة الي أبلة قرية بالشام ؛ و المحذوفة ، المقطوعة الذنب ؛ و قوله تقدم إلينا اي أوصانا ؛ و يعفورا للونه من العفرة - كيخضور و أخضر - و هو لون أبيض يعلوه حمرة ؛ و العضبآء المشقوقة الاذن ؛ و القصواء المقطوعة بعض الاذن ؛ والتور سبة الاجانة ؛ و سميت الرّكوة بالصادر لانّه يصدر عنها بالري ؛ والمِقراض بجمع ما يراد قرضه به فلك من جودته ؛ و هذه كلّها من صفات مُسمّياتها ؛ و المُرتجز فرس اشتراه رسول الله صلّى الله عليه وآله من أعرابي من بنيمرّة فجحده فشهد له خُزَيمة بن ثابت و كان يحبه و هذا الذي منع أن يركب عليه بعد وفات النّبي صلّى الله عليه وآله إلي وصيّه أمير المؤمنين عليه السلام . مفهوم اين خبر آن است كه عبداللّه عباس گفت كه : از اخلاق و سيرت پيغمبر صلّى الله عليه وآله آن بود كه سلاح خود را و چهارپايان خود را و متاع خود را ، هر يك را نامي نهاده بود ؛ و پيغمبر صلّى الله عليه وآله را چهار شمشير بود : يكي را نام مخذم ، و مخذم شمشيري بود كه زود بِبُرّد ، و يكي را نام رسوب بود و رسوب شمشيري بود كه به زخمگاه دور فرو شود . اين هر دو شمشير را زيد خيل طائي به هديه به پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرستاده بود ، و پيغمبر صلّى الله عليه وآله وي را زيد خير نام نهاد ؛ و يكي را نام قضيب بود و آن شمشيري باريك بود ؛ و يكي را نام ذوالفقار بود ، و از براي آن وي را ذوالفقار ميگفتند كه گوديهاى كوچك خوب و نيكو در آنجا بودند ، و ميگويند كه بر يك طرف او نوشته شده بود : نصرٌ مِنَ الله و فَتحٌ قَريب ، و بر طرف ديگر آن كلمات نوشته كه مفهومش اين است كه در بددلي [ بزدلى ] عيب است ، و در پيش رفتن و با دشمن جنگ كردن مكرمت و بزرگي است ، و هر [ 43 ] كه از جنگ بگريزد از قضا و قدر نجات نيابد ، و اين ذوالفقار روز جنگ بدر به پيغمبر صلّى الله عليه وآله رسيد و از آنِ عاص بن مُنبّه بود [ و در جنگ