المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
83
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
و دايه هم از بنى اسرائيل ؟ ! اين كارى است كه هرگز ممكن نخواهد شد و جايز نيست كه بين اين زن و اين پسر جمع شود ، ولى آسيه بقدرى نسبت بموسى عليه السّلام اظهار علاقه كرد كه فرعون راضى و ساكت شد . علت اينكه موسى را موسى گفتند روايت شده موقعى كه مادر موسى آن حضرت را در كنار خود نهاد خوشحالى او نسبت به فرزند خود شدت يافت و گفت : اى موسى من بفداى تو شوم ، چون فرعون اين سخن را شنيد در غضب شد ، پس خداى رؤف ( ملكى را ) فرستاد كه از زبان مادر موسى عليه السّلام گفت : به من اينطور رسيده كه شما اين پسر را از آب گرفتهايد بدين جهت بود كه من به زبان عبرى گفتم : يا موشا ، فرعون گفت : راست گفتى ما او را از آب گرفتيم و ما هم او را موشا ناميديم ، آنگاه بلفظ عربى او را موسى گفتند . موسى عليه السّلام در خانهء فرعون بود و مادر و خاله و قابله امر آن حضرت را مخفى ميداشتند تا اينكه قابلهء موسى از دنيا رفت و كسى از كار او باخبر نشد . و امر غائب بودن موسى عليه السّلام و انتظار ظهور آن حضرت بر بنى اسرائيل خيلى سخت و شديد شد و شب و روز در جستجوى آن بزرگوار بودند و از رفتار زشت فرعون و لشكر او بتنگ آمده بودند . پس در يكى از شبهاى مهتاب نزد فقيه و عالم خود آمدند و اجتماع نزد آن عالم ممنوع بود و آنها از اين عمل خائف بودند ، پس به آن مرد عالم گفتند : ما به اخبار و احاديثى ( كه ظهور موسى را خبر ميدهند ) دل خوش كرده و آرميدهايم پس تا كى و تا چه وقت ما در انتظار باشيم ؟ ! آن عالم در جواب آنها گفت : شما هميشه در انتظار موسى باشيد تا خدا موسى بن عمران عليه السّلام را بفرستد و آن حضرت در زمين ظهور كند ،