المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

45

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

زهد و تقواى پسر خود آگاه نمود و به آن دختر سفارش كرد كه با او الفت و رفاقت نمايد و تا آن موقعى كه خدا به او پسرى مرحمت فرمايد شوهر خود را نيكو خدمت كند . پس آن دختر را آرايش و زينت كرده نزد پسر خود روانه كرد . همين‌كه آن دختر نزد آن شوهر آمد ديد كه مشغول نماز است وقتى كه از نماز فارغ شد توجهى به آن دختر كرده گفت : براى چه نزد من آمدى ؟ گفت : من دختر يكى از پادشاهانم و پدرت مرا براى تو تزويج كرده است و تو هم از اينكه خدمت‌گذار و مونس و معينى داشته باشى تا تو را در امر زندگى كمك كند بىنياز نيستى . پس آن پسر با مهربانى در جواب گفت : بهترين قولى كه من آن را تصديق ميكنم اين است كه من از اهل و اسباب دنيا نيستم اگر تو هم مايلى كه با من به اين طريق ( زهد و تقوا ) باشى من اسرار خود را به تو آشكار كنم به شرط اينكه آنها را حفظ كنى و الا فلا ، آن دختر اقامت با او را قبول كرد ، پادشاه كسى را نزد آن دختر فرستاد تا از او خبر بگيرد ، دختر در جواب گفت : حال من خيلى خوبست ، قاصد بعرض پادشاه رساند و پادشاه هم براى اهل مملكت خود نقل كرد . اهل مملكت خيلى خوش‌حال شدند و بعد از مدتى نزد پادشاه آمده تقاضا كردند كه كسى را نزد آن دختر روانه كند و از او سؤال كند كه آيا حامله شده يا نه ، پادشاه كسى را پيش آن دختر فرستاد كه پرسش نمايد ، در جواب گفت : حال من بخير و خوبست ولى سؤال نكرد كه حامله است يا نه ، وقتى كه روزگارى چند بيشتر از مدت حمل سپرى شد و حال آن دختر به همين منوال بود پادشاه آن دختر را احضار