المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
483
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
تو نرجس . حكيمه خاتون ميگويد : در ميان كنيزها هيچكدام از نرجس خاتون پيش من عزيزتر نبودند . هر وقت من داخل خانه ميشدم نرجس خاتون مرا ملاقات ميكرد ، دست مرا مىبوسيد . كفش مرا با دست خود بيرون مىآورد ، وقتى كه من پيش نرجس خاتون رفتم او همان اعمالى را كه قبلا انجام ميداد عملى كرد ، من روى دست نرجس خاتون افتادم ، او را بوسيدم ، او را از اين عمل مانع شدم ، او مرا به بزرگى خطاب كرد ، من نيز او را ببزرگى خطاب كردم ، او شكسته نفسى كرد ، من گفتم : شكسته نفسى منماى زيرا خدا در اين شب پسرى به تو مرحمت مىكند كه بزرگ دنيا و آخرت خواهد بود ولى او خجالت كشيد . حكيمه خاتون گويد : من تعجب كردم و به امام عسكرى عليه السّلام گفتم : من اثر حمل به نرجس خاتون نمىبينم ؟ امام عسكرى لبخندى زد و فرمود : ما گروه اوصياء را ( جاى ) در شكم نيست بلكه جاى ما در پهلوى مادران است . ان شاء اللّه در اين شب نوزادى كه در نزد خدا گرامى است تا طلوع فجر متولد خواهد شد . حكيمه خاتون ميگويد : من نزديك نرجس خاتون خوابيدم ، امام عسكرى هم در همان خانه بود . موقعى كه وقت نماز شب فرا رسيد من براى نماز شب بلند شدم ، نرجس خاتون خواب بود ، اثر وضع حمل در وجود او معلوم نبود ، من مشغول نماز شب شدم . موقعى كه به نماز وتر رسيدم به دلم گذشت كه فجر طلوع كرد ، راجع ( بقول امام حسن عسكرى كه فرموده بود : امشب حضرت قائم متولد مىشود )