المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

463

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

و للّه عاقبة الامور . 14 - مسعودى ( مؤلف اين كتاب ) مسندا از محمّد بن عبيد اللّه روايت كرده كه گفت : موقعى كه امام على النقى عليه السّلام از دنيا رفت خزانه را غارت كردند ، اين خبر را به امام حسن عسكرى دادند ، آن حضرت دستور داد تا درب كبير را بستند ، اهل و عيال و پسران را خواست ، بهر يك از آنان ميفرمود : تو فلان چيز را برده‌اى ، آن را حاضر كن ! او هم حاضر مىكرد تا اينكه چيزى از خزانه باقى نماند مگر اينكه عين آن مسترد گرديد و الحمد للّه رب العالمين . 15 - نيز از محمّد بن عبيد اللّه روايت شده كه گفت : من يك روز براى امام حسن عسكرى نامه نوشتم ، آن حضرت را از اختلافات دوستان خبر دادم ، از آن بزرگوار خواستم كه دليلى اظهار كند . در جوابم نوشت : خداى سبحان با مردمان عاقل گفتگو مىكند ، هيچ احدى به قدر خاتم النبيين و سيد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله دليل و برهان نياورد ، ولى آن مردم مىگفتند : رسول اللّه فالگير و جادوگر و دروغگو است و خدا هم هدايت كرد آن افرادى را كه بايد هدايت كند ، آرى دل بيشتر مردم بوسيلهء دليل تسكين پيدا مىكند . موقعى كه خدا بما اجازه دهد تكلم مىكنيم ، وقتى كه ما را ممنوع كند ساكت مىشويم . اگر خدا دوست نمىداشت كه حق را ظاهر و آشكار كند پيغمبران مژده دهنده و ترساننده را نميفرستاد كه در اوقاتى با حال ضعف و قوّت حق را آشكار كنند و در اوقاتى سخنرانى نمايند تا امر خدا اجرا شود و حكم پروردگار براى طبقات مختلف مردم نافذ و ممضا گردد .