المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

436

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

هرثمه را با نامه‌اى بحضور امام على النقى عليه السّلام فرستاد ، در آن نامه نوشت : من مشتاق لقاء تو هستم ، تقاضا دارم كه نزد من بيائى ، متوكل به يحى دستور داد : طورى با امام مسافرت كن كه مطابق ميل آن حضرت باشد ، نامه‌اى هم براى بريحه نوشت كه منظور متوكل را بعرض امام برساند . يحى بن هرثمه در مدينه آمد و نامهء متوكل را به بريحه داد ، يحى و بريحه با يكديگر سوار شدند ، بحضور امام على النقى عليه السّلام مشرف شدند ، نامهء متوكل را به آن حضرت تقديم كردند ، امام عليه السّلام مدت سه روز از آنان مهلت خواست ، امام بعد از سه روز بسوى منزل خود برگشت ، اسبها را زين كرده و بارها را بسته ديد ، امام على النقى بجانب عراق حركت كرد ، بريحه براى بدرقهء آن حضرت آمد وقتى كه مقدارى از راه طى شد بريحه به امام عرض كرد : ميدانم شما واقفى كه من باعث شدم تا شما را بعراق ببرند ، من قسم ميخورم كه اگر شكايت مرا به متوكل يا يكى از ياران خصوصى او يا پسرانش بكنى من هم خرماهاى تو را قطع ميكنم و دوستان تو را ميكشم ، چشمه و قناتهاى زمينهاى تو را از بين خواهم برد ، اين كارها را حتما انجام خواهم داد . امام عليه السّلام متوجه بريحه شد و فرمود : اول شكايتى كه من از تو به خدا بكنم امشب است ، وقتى كه شكايت تو را به خدا بكنم هرگز بخلق خدا از تو شكايت نخواهم كرد . بريحه بدست و پاى امام افتاد ، گريه و زارى كرد ، طلب عفو نمود ، امام على النقى عليه السّلام فرمود : تو را عفو كردم .