المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

398

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

الا اللّه شهادة يواطئ عليها القلب و اللسان و السرّ و الاعلان و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله ، انتجبه نبيّا فنطق البرهان بتحقيق نبوته بعد امر لم يأذن اللّه فيه و قرّب امرا مأب مشيّة اللّه اليه و نحن تتعرض ببركة الدعاء لخيرة القضاء و الّتى تذكر امّ حبيبة اخت أمير المؤمنين عبد اللّه المأمون صلة الرحم و امشاج الشبيكة و قد بذلت لها من الصداق خمسمائه درهم تزوجنى يا أمير المؤمنين ؟ مأمون گفت : آرى ، قد تزوجتك ، امام عليه السّلام فرمود : قد قبلت و رضيت . 35 - حسن بن على بن ريّان از ريّان بن صلت روايت كرده كه گفت : موقعى كه من براى عراق خارج شدم و رفتم در حضور امام رضا كه با آن حضرت وداع كنم با خودم ميگفتم : هر وقت امام را وداع كردم پيراهنى از آن بزرگوار تقاضا ميكنم كه آن را پوشيده باشد . تا مرا با آن كفن كنند . مقدارى نقره از آن حضرت ميگيرم كه براى دخترانم انگشتر بسازم . وقتى كه امام را وداع كردم غم و اندوه جدائى مانع خواسته‌هاى من شد ، چون از حضورش مرخص شدم ديدم صدا زد : ريّان برگرد ، برگشتم ، به من فرمود : مايل نيستى من آن پيراهنى را كه خودم پوشيدم به تو بدهم تا وقتى كه اجلت رسيد كفن تو باشد ؟ آيا نمىخواهى كه درهم و نقره به تو بدهم كه براى دخترانت انگشتر بسازى ؟ . گفتم : آقاى من ! من اين دو حاجت را در خاطر خود سپرده بودم ولى غم و اندوه فراق تو باعث شد كه فراموش كردم . امام عليه السّلام دست كرد از زير بالش پيراهنى را خارج نمود و از زير جا نماز هم