المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
185
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
كرده ؟ لذا دست او را گرفت ، نزد فالگيرهاى قريش آورد ، آنان را از اين جريان خبردار كرد . فالگيرها در جواب گفتند : اى ابو نضله ! بدان كه خداى آسمان اجازهء تزويج را به اين پسر مرحمت فرموده است . راوى ميگويد : حضرت هاشم قبله دختر عمرو بن عايشه را براى حضرت عبد المطّلب عليه السّلام تزويج كرد ، آن زن از براى عبد المطّلب حارث را زائيد و از دنيا رفت ، بعد از فوت آن زن حضرت هاشم عليه السّلام هند دختر عمرو را براى عبد المطّلب ازدواج كرد و اجل هاشم عليه السّلام در رسيد ، هاشم عبد المطّلب را خواست و فرمود : اى فرزند من ! كليهء فرزندان نضر از قبيل بنى عبد شمس ، بنى مخزوم ، بنى فهر ، بنى لوىّ ، بنى غالب و بنى هاشم را نزد من جمع كن ! . حضرت عبد المطّلب در آن روز جوانى بيست و پنجساله بود و داراى يد طولائى و بزرگوارى بود و از آنان قويتر بود ، دائما بوى مشگ از آن حضرت مىوزيد و از دائرهء جبين آن بزرگوار نور ساطع بود ، همينكه هاشم عليه السّلام آن نور را ديد فرمود : اى قبيلههاى قريش شما برگزيدگان اولاد اسماعيل عليه السّلام و اولاد من هستيد ، خداى جهان شما را براى خود برگزيده ، شما را در حرم و بيت خود ساكن كرده ، من هم پادشاه و بزرگ شما هستم ، اين بيرق نزار و كمان اسماعيل و ظرف آب دادن بحاجيها و كليدهاى كعبه است كه من به حضرت عبد المطّلب عليه السّلام واگذار مينمايم پس شما حرف او را گوش و امر او را اطاعت نمائيد . راوى گويد : قبيلهء قريش ريختند سر ( و صورت ) عبد المطّلب