شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

58

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

« اللهم إنى أشكوا إليك ممّا يفعل بابن بنت نبيّك « 1 » » . « خدايا ! از رفتارى كه با فرزند دخت پيامبرت صورت مىگيرد ، نزدت شكايت مىآورم » . آن‌گاه به خيمه‌ها بازگشت و لباسى خواست تا آن را زير لباس‌هايش بر تن كند ، پيراهن كوتاهى برايش آوردند ، فرمود : « لا ، هذا لباس من ضربت عليه الذلّة » . « اين را نمىپسندم ، زيرا اين لباس افراد خوار و ذليل است » . بردى يمانى - كه چشم را خيره مىكرد - حضورش آوردند ، قسمت‌هايى از آن را پاره كرد و زير لباس خود پوشيد و سپس در حالى كه از زخم‌هاى بدنش خون بيرون مىجست ، چونان شير خشمگين بر دشمن تاخت . سپاهيان دشمن به سرعت از برابرش مىگريختند و از سمت چپ و راست ، ميان او و خيمه‌گاهش فاصله مىانداختند ، حضرت بر آنان بانگ زد و فرمود : « ويلكم يا شيعة آل أبى سفيان ! إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحرارا فى دنياكم هذه ، و ارجعوا إلى أحسابكم إن كنتم عربا كما تزعمون » . « اى پيروان خاندان ابو سفيان ! اگر دين نداريد و از روز جزا نمىهراسيد ، لا اقل در زندگى ، آزاد مرد باشيد و اگر آن گونه كه ادعا مىكنيد خود را عرب مىپنداريد ، به نياى خود بينديشيد و شرف انسانى خويش را حفظ كنيد » . شمر « 2 » صدا زد : فرزند فاطمه ! چه مىگويى ؟ حضرت فرمود : مىگويم : « إنى اقاتلكم و تقاتلونى و النساء ليس عليهن جناح فامنعوا عتاتكم و جهّالكم من التعرّض لحرمى ما دمت حيّا » .

--> ( 1 ) . ارشاد : 2 / 109 . ( 2 ) . وى شمر بن ذى الجوشن است كه در شعر و بر سر زبان‌ها « شمر » خوانده مىشود كه بر خلاف ضبط اسم اوست . و نام پدر شمر ، ذو الجوشن و نام خودش شراحيل بن اعور قرط بن عمرو بن معاوية بن كلاب كلابى ضبابى است . او قاتل ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام و مبتلاى به بيمارى پيسى بود و از خوارج به شمار مىآمد .