شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

55

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

و ياور ، براى مبارزه به پيش خواهيم رفت » . و آن‌گاه اشعار فروة بن مسيك مرادى را زمزمه كرد : فان نهزم فهزّامون قدما * و إن نهزم فغير مهزّمينا و ما إن طبّنا جبن و لكن * منايانا و دولة آخرينا فقل للشامتين بنا افيقوا * سيلقى الشامتون كما لقينا يعنى : اگر بر دشمن پيروز گرديم ، در گذشته نيز پيروزمند بودهايم و اگر شكست بخوريم ، باز شكست از آن ما نيست . ترسى به دل راه نمىدهيم ، ولى براى ما حوادثى رخ داد و سودى به ديگران رسيد . به شماتت كنندگان ما بگو : بيدار باشيد كه آنان نيز مانند ما با شماتت كنندگان رو به رو خواهند شد . سپس فرمود : « أما و اللّه لا تلبثون بعدها إلّا كريث ما يركب الفرس حتّى تدور بكم دور الرّحى ، و تقلق بكم قلق المحور ، عهد عهده إلىّ أبى عن جدّى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُم وَ شُرَكاءَكُم ثُم لا يَكُن أَمْرُكُم عَلَيْكُم غُمَّةً ثُم اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُون « 1 » ، إِنِّي تَوَكَّلْت عَلَى اللَّه رَبِّي وَ رَبِّكُم ما مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِن رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيم « 2 » ، اللّهم احبس عنهم قطر السماء ، و ابعث عليهم سنين كسنى يوسف ، و سلّط عليهم غلام ثقيف يسقيهم كأسا مصبّرة فإنّهم كذّبونا و خذلونا و أنت ربّنا عليك توكّلنا و إليك المصير » . « به خدا سوگند ! پس از اين جنگ ، به شما مهلت داده نمىشود كه سوار بر مركب مراد خود شويد ، مگر همان اندازه كه سواركارى بر اسب خويش است تا اين كه آسياى حوادث ، شما را به گردش درآورد و مانند محور و مدار سنگ آسيا مضطربتان ساخت ، اين عهد و سفارشى است كه آن را پدرم از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازگو نموده است . بنا بر اين ، با همفكران خود دست به

--> ( 1 ) . يونس / 71 . ( 2 ) . هود / 55 .