شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
54
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
أخبث ثمر ، شجى للناظر و أكلة للغاصب ، ألا و إن الدعيّ ابن الدّعىّ قد ركز بين اثنتين ، بين السلّة و الذلّة ، و هيهات منّا الذلّة ، يأبى اللّه لنا ذلك و رسوله و المؤمنون ، و حجور طابت و طهرت ، و أنوف حميّة ، و نفوس ابيّة من أن نؤثر طاعة اللئام على مصارع الكرام ، ألا و إنى زاحف بهذه الاسرة على قلّة العدد و خذلان الناصر ! » . « مردم ! ننگ و ذلّت و حزن و حسرت بر شما باد كه با اشتياق فراوان ما را به يارى خود خوانديد و آنگاه كه به فرياد شما پاسخ مثبت داده و به سرعت به سوى شما شتافتيم ، شمشيرهاى خود ما را بر ضدّمان به كار گرفتيد و آتش فتنهاى را كه دشمن مشترك برافروخته بود ، عليه ما شعلهور ساختيد و به حمايت و پشتيبانى دشمنانتان و بر ضد پيشوايان خود بپاخاستيد بىآنكه اين دشمنان در عدل و داد ، گامى به سود شما بردارند و يا اميد خيرى در آنان داشته باشيد . واى بر شما ! كه روى از ما برتافتيد و از يارى و كمك ما سرباز زديد ، آنگاه كه تيغها در غلاف و دلها آرام و عقايد استوار بود ، مانند ملخ از هر دو طرف به سوى ما روى آورديد ، ولى چون پروانه از هر سو فرو ريختيد ، رويتان سياه باد ! اى بردگان زنان ! اى تهماندگان احزاب فاسد كه قرآن را پشت سر انداختيد و كلام خدا را تحريف كرديد ، در زمرهء خيانتكاران در آمده و از شيطان پيروى نموديد ، و سنّتها را به خاموشى كشانديد . واى بر شما ! از آنان ( يزيديان ) پشتيبانى مىكنيد و دست از يارى ما بر مىداريد ؟ ! آرى ؛ به خدا سوگند ! شما در گذشته اهل خيانت بوديد و اصل و ريشهء شما بر آن استوار و شاخسارتان بدان تقويت گشته است . شما به ميوهء نامباركى مىمانيد كه در گلوى باغبان رنج ديدهاش گير كند و در كام سارق ستمگرش لذتبخش باشد ، به هوش باشيد ! اين انسان فرومايه ، فرزند فرومايه ، مرا بين دوراهى شمشير و ذلّتپذيرى قرار داده است ؛ هيهات كه ما زير بار ذلّت رويم ؛ زيرا خداوند و پيامبرش و مؤمنان از ذلّتپذيرى ما ، ناخرسندند و دامنهاى پاك مادران و دلاور مردان غيرتمند و انسانهاى والاتبار روا نمىدانند كه ما اطاعت فرومايگان پست را بر شهادت در صحنهء كارزار ترجيح دهيم . به هوش باشيد ! من اكنون ، با تعداد اندك اين خاندان ، تنها و بىيار