شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

41

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

خراسان آمده و از رياست آنجا بر كنار شده بود و مسلم بن عمرو كاهلى « 1 » پيك يزيد به سوى عبيد اللّه در مورد حاكميّت كوفه و بصره و حصين بن تميم « 2 » كه دوست مورد اعتماد وى بود ، راهى كوفه شد . شريك در مسير راه ، خود را بيمار نشان داد تا عبيد اللّه را از سرعت در حركت بازدارد و امام حسين عليه السّلام وارد كوفه شود ، ولى ابن زياد توجهى نكرد و پيشى گرفت و وارد كوفه شد و مأموران خويش را بر ساحل نهر از بصره تا قادسيه « 3 » به گونهاى سازمان يافته ، گمارد . زمانى نامهء مسلم به امام حسين عليه السّلام رسيد ، تصميم گرفت به سمت كوفه حركت نمايد ، در شب هشتم ذيحجه ياران خويش را گرد آورد و با آنان سخن گفت و فرمود : « الحمد للّه و ما شاء اللّه و لا قوة إلّا باللّه ، خطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة و ما أولهنى إلى أسلافى اشتياق يعقوب إلى يوسف ، و خيّر لى مصرع أنا لاقيه ، فكأنّى بأوصالى تقطّعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلا ، فيملّأن منّى أكراشا جوفا و أجربة سغبا ، لا محيص عن يوم خطّ بالقلم ، رضا اللّه رضانا اهل البيت نصبر على بلائه و يوفّينا اجور الصابرين و لن تشذّ عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لحمته و هى مجموعة فى حظيرة القدس ، تقرّبهم عينه و ينجز بهم وعده ، فمن كان باذلا فينا مهجته ، موطّنا على لقاء اللّه نفسه فليرحل معنا فإنّى راحل مصبحا إن شاء اللّه » . « 4 »

--> ( 1 ) . وى ابو قتيبة بن مسلم ، فرمانرواى خراسان و از جنگجويان حرون بود كه بيشتر سواركاران عرب تا دويست سال بعد ، از نسل او بودند . مسلم پيك يزيد براى عبيد اللّه جهت فرمانروايى بر بصره و كوفه و بركنارى نعمان بود ، كه با او همراه شد ، در برخى كتب به اشتباه وى را « مسلم بن عقبه » گفتهاند ؛ زيرا ابن عقبه ، شامى است و در جنگ كوفه دخالتى نداشته ، بلكه او مسئوليت جنگ معروف مدينه « حرّه » را از ناحيهء يزيد عهدهدار بوده است . ( 2 ) . وى رئيس انتظامات عبيد اللّه بود و در كتب تاريخى به اشتباه از او به « حصين بن نمير سكونى » ياد شده است ؛ زيرا وى در دوران يزيد با مردم مدينه و مكه به ستيز پرداخت و در نبرد « عين الورده » . ميان شاميان از مقام و موقعيتى برخوردار بود . ( 3 ) . منطقهء معروفى از منزلگاههاى حاجيان كه پانزده فرسخ تا كوفه فاصله دارد . معجم البلدان : 4 ، 291 . ( 4 ) . سيد بن طاوس ، لهوف : 126 .