شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
274
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
2 - عبد اللّه بن حسن : او در ميدان كارزار از خيمه بيرون آمد و به سرعت به سوى عمويش حسين دويد و عمّهاش زينب نتوانست از رفتن او جلوگيرى كند تا به عمويش رسيد . وقتى عموى خود را در خاك و خون غلطان ديد ، كنار او ايستاد ، ديد بحر بن كلب قصد ضربت زدن بر عمويش دارد ، عبد اللّه بر سر بحر فرياد زد و گفت : اى فرزند زن بد كاره مىخواهى عمويم را به شهادت برسانى ؟ بحر متوجه كودك شد و او را به شهادت رساند . 3 - محمد بن ابو سعيد : زمانى كه امام حسين عليه السّلام روى زمين قرار گرفته بود و صداى شيون و زارى زنان بلند شد وحشت زده در خيمه آمد و عمود آن را به دست گرفت ، فردى به نام لقيط يا هانى با شمشير بر او حملهور شد و وى را به شهادت رساند . 4 - قاسم بن حسن : او با سن اندك خويش به قصد جنگ وارد ميدان كارزار گرديد ، بند كفشش پاره شد ، وى براى بستن آن توقف كرد كه « عمر بن سعد أزدى با شمشير بر او حمله برد و وى را به شهادت رساند . 5 - عمرو بن جنادهء انصارى : او به فرمان مادر خود از حسين عليه السّلام اجازهء ميدان خواست و به ميدان تاخت ، يكى از سپاهيان دشمن با شمشير بر او يورش برده و او را به شهادت رساند . ل : امام حسين عليه السّلام در سوك ده تن از افراد مورد علاقه و ياران خويش كه با حزن و اندوه سخن گفت ، عبارت بودند از : 1 - على بن الحسين ( على اكبر ) : زمانى كه وى به شهادت رسيد ، حضرت ، بالين او آمد و فرمود : « قتل اللّه قوما قتلوك ما أجرأهم على الرّحمن و على انتهاك حرمة الرسول ، على الدّنيا بعدك العفا » .