شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
259
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
دنيا خواهد رفت و كسى كه از مرگ بگريزد ، جان سالم به در نخواهد برد ، خدا شما را مشمول رحمت خويش گرداند ، نيك پاسخ دهيد . بنى حنظله اظهار داشتند : اى ابو خالد ! ما به سان تيرهاى تركش تو و رزمجويان قبيلهات هستيم ، اگر با ما تيراندازى كنى ، هدف را نشانه رفته و اگر به كارزار وادارى ، به فتح و گشايش دست خواهى يافت . در هر گونه حوادث تلخ و دشوار با تو خواهيم بود . به خدا سوگند ! در هر سختى كه با آن رو به رو شوى ، با آن دست و پنجه نرم خواهيم كرد . با شمشيرهاى خود ، يارىات مىكنيم و اگر بخواهى با بدنهايمان از تو محافظت مىنماييم . بنى اسد گفتند : اى ابو خالد ! منفورترين چيزها نزد ما مخالفت با تو و بيرون رفتن از فرمان تو است . صخر بن قيس كه ما را از ورود به جنگ بازداشت ، آن را كارى پسنديده تلقى كرديم ، عزّت و سر بلندى ما باقى ماند ، اكنون به ما مهلتى ده تا پس از مشورت ، نظر نهايى خود را به شما ابلاغ كنيم ! قبيلهء بنى عامر عنوان كردند : ما نزديكان و همپيمانان توايم ، از خشم تو خرسند نمىگرديم و بر خلاف نظر شما تصميمى نخواهيم گرفت . هرگاه ما را فرا بخوانى ، به تو پاسخ مثبت خواهيم داد و هر زمان به ما فرمان دهى ، از شما اطاعت خواهيم كرد ، هر گونه بخواهى ، تصميم با شماست . سپس رو به قبيلهء سعد كرد و گفت : اى بنى سعد ! به خدا سوگند ! اگر به روى حسين تيغ بكشيد ، خداوند هيچگاه شمشير را از ميان شما بر نخواهد داشت و هم چنان با يكديگر در جنگ و ستيزيد . آنگاه نامهاى به امام حسين عليه السّلام نوشت و به گفتهء برخى مقاتلنويسان ، آن را توسط حجّاج بن بدر سعدى ، خدمت آن بزرگوار فرستاد و در آن آمده بود : « اما بعد : مرقومهات به دستم رسيد ، آن چه مرا بدان فرا خوانده و دعوت نموده بودى كه از در اطاعت درآيم و يارىات كنم ، درك نمودم . خداى متعال ، زمين را از وجود كسى كه در آن به خير و نيكى عمل كند و مردم را به راه نجات رهنمون گردد ،