شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

258

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

در پاسخ وى گفتند : به خدا سوگند ! ما نيز از پند و نصيحت دريغ نداريم و نظر خويش را در اختيار شما قرار خواهيم داد . اكنون مهياى شنيدن سخنان شما هستيم . مسعود اظهار داشت : معاويه از دنيا رفت و از رفتن او هيچ گونه خسارتى نيز به به بار نيامد . آگاه باشيد ! دروازهء جور و گناه در هم شكست و پايه‌هاى ظلم و ستم فرو ريخت ، وى با بدعت‌گذارى بيعتى ، وضعيتى را به وجود آورد كه به تصور خود ، آن را تحكيم بخشيده ولى هيهات به چيزى كه مىخواست دست نيافت . به خدا سوگند ! وى تلاش كرد ولى شكست خورد ، آن كار را به مشورت گذاشت ، ناموفق شد ؛ اكنون يزيد باده نوش و جرثومهء فسق و فجور بپاخاست و ادعاى خلافت بر مسلمانان نمود و با وجود كم بهره بودن از حلم و بردبارى و علم و دانش ، بدون رضايت مسلمانان بر آنان حاكميت يافته است و اندكى به حق ، آشنايى ندارد . به خدا سوگند ! مبارزه با چنين عنصرى از جهاد با مشركين برتر است . اكنون ، اين حسين بن على بن ابى طالب امير المؤمنين و فرزند رسول خداست كه از مجد و عظمتى ريشهدار و انديشهاى بزرگ و و الا برخوردار است ، فضايلش وصف ناشدنى و داراى علم و دانشى بىپايان است . اين بزرگوار به سبب سابقهاش در اسلام و سن و مقدم بودن و نزديكى با رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از ديگران به خلافت سزاوارتر است . با كودكان مهربان و بر سالخوردگان دلسوز است برجسته‌ترين زمامدار و پيشوايى است كه با وجودش حجت الهى تمام و پند و موعظه رسانده شده است ، از نور حق رو بر نتابيد و در ورطهء باطل ، سرگردان نشويد ، صخر بن قيس ( احنف ) در روز جنگ جمل شما را از نبرد بازداشت ، اينك با يارى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن لكهء ننگ و عار را شستشو دهيد . به خدا سوگند ! هر كس در يارى وى كوتاهى به خرج دهد ، خداوند خوارى و ذلّت را در فرزندانش به ميراث نهد و او را بىيار و ياور مىسازد و اكنون اين منم كه لباس رزم به تن كرده و زره كارزار پوشيدهام ، آن كس كه كشته نشود ، خواه ناخواه از