شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
211
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
بخش هفتم : شهداى كندى يزيد بن زياد بن مهاصر ، ابو شعثاء كندى بهدلى « 1 » وى ، مردى مورد احترام ، دلير و بىپروا بود و قبل از برخورد حرّ با امام حسين عليه السّلام از كوفه خارج و به سوى امام رهسپار گرديد . ابو مخنف گفته است : زمانى كه حرّ براى كسب تكليف در مورد امام حسين عليه السّلام نامهاى به ابن زياد نوشت و در مسير ، امام را همراهى مىكرد ، مالك بن نسر بدى كندى ، پيك ابن زياد نزد حرّ آمد و حرّ ، او و نامهاش را نزد امام عليه السّلام آورد و چنان كه در شرح حال حرّ يادآورى خواهد شد و قبلا نيز بدان پرداختيم ، مالك متوجه يزيد بن زياد شد . يزيد گفت : مالك بن نسر ، تويى ؟ گفت : آرى ! يزيد گفت : مادرت به عزايت بنشيند چه آوردهاى ؟ گفت : چه آوردهام ؟ از پيشوايم فرمان بردهام و به بيعتم وفا كردهام ! ابو شعثا به او گفت : خداى خود را نافرمانى نمودهاى و از پيشوايت در راه نابودى خود ، اطاعت كردهاى و با اين كار ، ننگ و عار نصيب خود ساختى ، آيا
--> ( 1 ) . « بهدله » تيرهاى از قبيلهء كنده است .