شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

212

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

فرمودهء خداى متعال را نشنيدهاى كه فرمود : وَ جَعَلْناهُم أَئِمَّةً يَدْعُون إِلَى النَّارِ وَ يَوْم الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُون ؛ « 1 » « آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به آتش دوزخ فرا مىخوانند و روز رستاخيز ، يارى نخواهند شد » . مالك « 2 » به وى پاسخى ابلهانه داد . به روايت ابو مخنف : ابو شعثا ، ابتدا سواره به كارزار پرداخت و زمانى كه اسبش را پى كردند ، در برابر ديدگان حسين عليه السّلام بر سر زانو نشست و يكصد تير به سوى دشمن شليك كرد كه پنج تير از آن تعداد به خطا رفت . وى تيراندازى چيره دست و ماهر به شمار مىرفت و هرگاه تيراندازى مىكرد ، مىگفت : انا ابن بهدله * فرسان العرجلة « من از قبيلهء بهدلهام كه ميان پيادگان و سواره نظام ، يكه سوارند » . امام حسين عليه السّلام دربارهء او فرمود : « اللهم سدّد رميته و اجعل ثوابه الجنّة » . « خدايا ! تيرهاى او را به هدف برسان و پاداش او را بهشت برين مقرر دار » . زمانى كه تيرهايش تمام شد ، بپاخاست و گفت : جز پنج تير ، ساير تيرهايم به هدف خورد . سپس در حالى كه اين رجز را مىخواند ، با شمشير بر سپاه دشمن حمله برد : أنا يزيد و أبى مهاصر * كأننى ليث بغيل خادر يا رب إنّى للحسين ناصر * و لا بن سعد تارك و هاجر « 3 » يعنى : من يزيدم و پدرم مهاصر است . من از شير جاى گرفته در بيشه ، شجاع‌ترم . پروردگارا ! من از ياوران حسينم و از ابن سعد ، بريده و او را رها كردهام .

--> ( 1 ) . قصص / 41 . ( 2 ) . تاريخ طبرى : 3 / 309 با اندك تفاوتى در نقل . ( 3 ) . همان : 3 / 330 ( با اندكى تفاوت ) .