شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
210
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
سيرهنويسان گفتهاند : بشر حضرمى كه به شهادت رسيد ، سويد به ميدان رفت و به نبرد پرداخت تا زخمهاى سنگينى برداشت و به صورت روى زمين افتاد ، دشمن تصور كرد وى كشته شده ، آنگاه كه حسين عليه السّلام به شهادت رسيد ، سويد شنيد دشمن مىگويد : حسين كشته شد ، او در خود رمقى احساس كرد ولى شمشيرش را از او گرفته بودند ، با كاردى كه همراه داشت لحظاتى با دشمن مبارزه كرد و سپس او را محاصره كردند و عروة بن به كار تغلبى و زيد بن ورقاء جهنى ، وى را به شهادت رساندند « 1 » . عبد اللّه بن بشر خثعمى وى ، عبد اللّه بن بشر بن ربيعة بن عمرو بن منارة بن قمير بن عامر بن رائسة بن مالك بن واهب بن جليحة بن كلب بن ربيعة بن عفوس بن خلف بن أقبل بن انمار انمارى خثعمى . و از دلاور مردان معروف و انسانى حقيقتجو بود ، از رشادتهاى خود و پدرش در جنگ و نبردها سخن به ميان آمده است . ابن كلبى گفته است : بشر بن ربيعهء خثعمى ، داراى زمين و ملكى در كوفه بوده كه بدان مقبرهء بشر گفته مىشود . او در روز جنگ قادسيه گفت : أنخت بباب القادسيّة ناقتى * و سعد بن وقاص علىّ أمير يعنى : شترم در دروازهء قادسيه زانو به زمين زد ، در حالى كه سعد بن وقاص فرمانده من بود . عبد اللّه فرزند بشر ، در اردوگاه عمر سعد قرار گرفت ولى سپس به اتفاق كسانى . كه قبل از آغاز جنگ خدمت امام رسيدند ، به آن حضرت پيوست . صاحب حدائق و ديگران گفتهاند : عبد اللّه بن بشر ، در نخستين حملهاى كه قبل از ظهر « 2 » صورت گرفت ، شربت شهادت نوشيد .
--> ( 1 ) . لهوف : 165 ؛ مناقب : 4 / 102 . ( 2 ) . حدائق الوردية : 122 .