شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

206

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

يارى سزاوارتر از فرزند سميّه هستند ، اگر به يارى آنان نمىشتابيد ، شما را به خدا مبادا دستتان به خون آن‌ها آلوده شود ، در امور بين او و يزيد دخالت نكنيد ، به جانم سوگند ! يزيد بىآنكه حسين را بكشيد ، از فرمانبردارى شما راضى خواهد شد » . راوى مىگويد : شمر ، تيرى به سوى زهير پرتاب كرد و گفت : ساكت شو ، خدا صدايت را خفه كند . از پرسخن گفتن ، ما را خسته كردى ! زهير خطاب به شمر گفت : اى پسر كسى كه بر پاشنه‌هايش ادرار مىكند ! من كه تو را خطاب نمىكنم ، تو چهار پايى بيش نيستى ، به خدا سوگند ! تصور نمىكنم تو حكم دو آيه از كتاب الهى را بدانى ، تو را مژده باد به خوارى و عذاب دردناك روز رستاخيز . شمر به زهير گفت : خدا تو و يارت را به زودى خواهد كشت . زهير در پاسخ وى گفت : مرا از مرگ مىترسانى ؟ ! به خدا سوگند ! مرگ در راه حسين ، برايم از زندگى جاودان در كنار شما ، دوستداشتنىتر است . راوى مىگويد : سپس زهير رو به مردم كرد و با صداى بلند اظهار داشت : بندگان خدا ! اين فرد [ شمر ] بىادب و خشن و نظير او شما را از دينتان منحرف نسازند ، به خدا سوگند ! كسانى كه خون فرزندان و اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بر زمين بريزند و به روى كسانى كه به يارى آن‌ها شتافته و از حريم آنان دفاع كنند ، تيغ بكشند ، از شفاعت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بىبهره خواهند ماند . راوى مىگويد : مردى از پشت سر صدا زد : اى زهير ! ابا عبد اللّه عليه السّلام مىفرمايد : « به سوى ما بازگرد ، به جانم سوگند ! همان گونه كه مؤمن آل فرعون به بهترين وجه ممكن قوم خود را پند داد و به سوى خدا فرا خواند ، تو نيز چنين كردى تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد ، و بدين سان زهير به سوى ياران امام حسين عليه السّلام بازگشت « 1 » .

--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 319 - 320 .