شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

182

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

واضح و سعد و نيز طرماح بن عدى ، راهنماى آنان را به شمار نياوردهاند . صاحب حدائق الورديه گفته است : عائذ در نخستين حمله ، به شهادت رسيد « 1 » . ديگران گفتهاند : وى همراه پدرش ، يك جا به شهادت رسيدند چنان كه گذشت ولى آن گونه كه قبلا يادآور شديم ، اين حادثه قبل از حملهء نخست ، در آغاز جنگ ، رخ داده است . نافع بن هلال جملى « 2 » وى ، نافع بن هلال بن نافع بن جمل بن سعد العشيرة بن مذحج مذحجى جملى و شخصيّتى بنام ، بزرگوار ، محترم ، دلير ، قارى قرآن و از كاتبان و حاملان روايت و از ياران امير المؤمنين عليه السّلام به شمار مىرفت و در جنگ جمل ، صفّين و نهروان در ركاب آن بزرگوار ، حضور داشت . نافع به سوى امام حسين عليه السّلام رهسپار گرديد و بين راه با حضرت ديدار كرد . اين رويداد پيش از شهادت حضرت مسلم اتفاق افتاد . نافع سفارش كرد اسب او را كه « كامل » ناميده مىشد ، در پى او بياورند و اين كار توسط عمرو بن خالد و يارانش كه از آنان نام برديم ، صورت گرفت . ابن شهر آشوب گفته است : زمانى كه حرّ ، حسين عليه السّلام را در تنگنا قرار داد ، حضرت ، ياران خود را با اين سخنان مخاطب ساخت : « اما بعد : فقد نزل من الأمر ما قد ترون ، و أن الدنيا قد تنكّرت و أدبرت » . « اما بعد : پيشامد ما همين است كه مىبينيد ، براستى اوضاع زمان دگرگون شده و . . . » .

--> ( 1 ) . حدائق الوردية : 122 . ( 2 ) . در برخى كتب به اشتباه « هلال بن نافع » آمده است . شيخ طوسى در رجال : 106 ، شمارهء 11051 او را از ياران امام حسين عليه السّلام شمرده و « جملى » منسوب به « جمل » تيرهاى از قبيلهء مذحج و در برخى كتب ، به اشتباه « بجلى » آمده است .