شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
181
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
جلوگيرى به عمل آورد ، امام حسين عليه السّلام آنان را از دست حرّ ، رها و به سوى خود آورد و از آنان حمايت نمود و وضعيت مردم كوفه را از آنان جويا شد و فرمود : « أخبرونى خبر الناس ورائكم ؟ ؛ از مردم ديار خود چه خبر داريد ؟ » . مجمّع بن عبد اللّه عرضه داشت : بزرگان و سران قبايل كوفه به عالىترين و سنگينترين رشوهها از سوى ابن زياد نايل گرديده و انبانهاى خود را پر كردهاند و بر ضد شما يكدستند ، ولى افراد ديگر دلشان با شما و شمشيرشان بر ضد شماست . امام عليه السّلام پرسيد : « أخبرنى فهل لك علم برسولى إليكم ؟ ؛ آيا از فرستادهام به سويتان اطلاعى ندارى ؟ » . عرض كرد : فرستادهء شما كيست ؟ فرمود : « قيس بن مسهّر » عرضه داشت : آرى ، اطلاع دارم ؛ حصين بن تميم « 1 » او را دستگير كرد تا آخر ماجرايى كه در شرح حال قيس بيان شد . سيرهنگاران و مقاتلنويسان آوردهاند : مجمّع به همراه عمرو بن خالد و يارانشان همانگونه كه قبلا در حالات عمرو و جناده گذشت ، در روز دهم محرم ، يك جا به فيض شهادت نايل آمدند و در شرح حال عائذ نيز ، بدان خواهيم پرداخت . عائذ بن مجمّع بن عبد اللّه مذحجى عائذى عائذ بن مجمّع ، به اتفاق پدرش به سوى امام حسين عليه السّلام حركت كردند ، بين راه به آن حضرت برخوردند ، ولى حرّ ، مانع پيوستن آنها به امام عليه السّلام شد و همانگونه كه گذشت ، حضرت با حمايت از آنان ، آنها را از دست حرّ رها ساخت . سيرهنويسان ، اين افراد را چهار تن به نامهاى : عمرو بن خالد ، جناده ، مجمّع و پسرش و واضح ترك ؛ غلام حارث و سعد ، غلام عمرو بن خالد دانستهاند ، اما گويى
--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 308 .