شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
157
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
او حمله كرد و آن را بر پشت او فرو برد ، برير با احساس سوزش نيزه در پشتش ، خود را روى رضى انداخت و بينى او را به شدّت گاز گرفت و قطعهاى از آن را جدا كرد ، كعب ، نيزه را در پشت برير فرو برد و نوك نيزه در پشت برير پنهان شد و وى را از روى بدن رضى به كنارى انداخت و سپس با شمشير بر او ضربهاى وارد ساخت تا اينكه به فيض شهادت نايل گرديد ، گويى مىنگرم كه رضى بپاخاست و خاكها را از بدن خود پاك مىكرد و دستش را بر بينى خود گذاشته بود و مىگفت : اى برادر ازدى ! نعمتى به من دادى كه هرگز آن را فراموش نخواهم كرد . زمانى كه كعب از ميدان بازگشت ، خواهرش « 1 » « نوار » دختر جابر به او گفت : دشمن را بر ضدّ پسر فاطمه يارى كردى و بزرگ قاريان را كشتى و جنايت بزرگى مرتكب شدى ، به خدا ! هرگز با تو سخن نخواهم گفت . كعب در اين زمينه در پاسخ خواهرش گفته است : سلى تخبرى عنّى و أنت ذميمة * غداة حسين و الرماح شوارع أ لم آت أقصى ما كرهت و لم يخل * علىّ غداة الروع ما أنا صانع معى يزنىّ و لم تخنه كعوبه * و أبيض مخشوب الغرارين قاطع فجرّدته فى عصبة ليس دينهم * بدينى و إنّى بابن حرب لقانع و لم تر عينى مثلهم فى زمانهم * و لا قبلهم فى النّاس إذ انا يافع أشدّ قراعا بالسيوف لدى الوغى * ألا كل من يحمى الذمار مقارع و قد صبروا للطعن و الضرب حسّرا * و قد نازلوا لو أن ذلك نافع فأبلغ عبيد اللّه إمّا لقيته * بأنّي مطيع للخليفة سامع
--> ( 1 ) . در كامل : 4 / 67 به جاى خواهرش ، « همسرش » آمده است .