شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
140
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
« مسلم ! خداوند تو را مشمول رحمت خويش گرداند : برخى از آنان به فيض شهادت نايل آمدند و بعضى در انتظار آنند و در عهد و پيمان خود تغيير و تبديلى ندادند » . سپس نزديك مسلم آمد و آنگاه حبيب با او سخن گفت كه قبلا در حالات وى بدان اشاره كرديم . راوى مىگويد : ديرى نپاييد كه روح مسلم به آسمانها پر كشيد ، صداى كنيزكى از او به : وا سيّداه ! يا بن عوسجتاه ! واى سرورم ! واى ابن عوسجهام ! بلند شد و هواداران عمر سعد ، از اين ماجرا شادمانى مىكردند . شبث بن ربعى خطاب به آنان گفت : مادرانتان به عزايتان بنشيند ، كسان خود را با دست خويشتن مىكشيد و خود را در برابر ديگران خوار و ذليل مىسازيد ، آيا شادمانيد كه مسلم بن عوسجه را به شهادت رساندهايد ؟ به خدايى كه تسليم دستورات او گشتهام ، من چه فداكاريهاى ارزندهاى از اين مرد ميان مسلمانان مشاهده كردهام ، وى در پهن دشت آذربايجان « 1 » قبل از سازمان يافتن نيروى سواره نظام مسلمانان ، شش تن از مشركان را به هلاكت رساند ، آيا چنين شخصيتى از شما كشته مىشود و شما شادى مىكنيد « 2 » ؟ ! كميت بن زيد أسدى دربارهء مسلم بن عوسجه مىگويد : ابو حجل ( مسلم ) شهيدى است كه به خاك و خون افتاده است . و خود اين اشعار را دربارهاش سرودهام : إن امرأ يمشى لمصرعه * سبط النبى لفاقد التّرب أوصى حبيبا أن يجود له * بالنفس من مقة و من حب أعزز علينا يا بن عوسجة * من أن تفارق ساحة الحرب
--> ( 1 ) . منطقهاى معروف است كه مركز آن « اردبيل » بوده است . حذيفهء يمانى در سال 20 هجرى به اتفاق مسلم بن عوسجه آن سامان را فتح كرد ، ( تهذيب الكمال : 5 / 495 ) . ( 2 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 325 ؛ كامل : 4 / 68 .