شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

139

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

بزنم ] . امام فرمود : « لا ترمه فإنّى أكره أن أبدأهم فى القتال » « 1 » . « به او تيراندازى مكن ؛ زيرا من دوست ندارم در جنگ با آنان پيشدستى كنم » . به گفتهء ابو مخنف : آن‌گاه كه جنگ در گرفت ، جناح راست سپاه ابن سعد به فرماندهى عمرو بن حجّاج زبيدى ، بر جناح چپ لشكريان امام به فرماندهى زهير بن قين يورش برد ، حملهء آنان از ناحيهء فرات صورت گرفت و ساعتى درگير بودند . مسلم بن عوسجه كه در سمت چپ سپاه امام حضور داشت به گونهاى جانانه جنگيد كه كسى مانندش را سراغ نداشت ، وى در حالى كه شمشير خود را به دست داشت بر دشمن يورش مىبرد و اين رجز را مىخواند : ان تسألوا عنّى فإنّى ذو لبد * و إن بيتى فى ذرى بنى أسد فمن بغانى حائد عن الرشد * و كافر بدين جبّار صمد يعنى : اگر از من بپرسيد چه‌كارهام ، داراى شجاعت شيرم و در نسب از قبيلهء بنى اسدم . كسى كه بر من ستم روا دارد ، از حق ، منحرف و به خداى بىنياز ، كفر ورزيده است . وى هم چنان شمشير ميان آن‌ها گذاشته بود تا اين كه مسلم بن عبد اللّه ضبابى و عبد الرحمن بن ابو خشكارهء بجلى ، وى را در ميان گرفتند و در كشتن او با يكديگر همدست شدند ، در اثر درگيرى شديد ، گرد و غبار غليظى ايجاد شد ، پس از فرو نشستن غبار ميدان ، ديدند مسلم بن عوسجه نقش بر زمين شده است . امام حسين عليه السّلام به سمت او رفت ، هنوز رمقى در بدن داشت ، حضرت به دو فرمود : « رحمك اللّه يا مسلم : فَمِنْهُم مَن قَضى نَحْبَه وَ مِنْهُم مَن يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا » « 2 » .

--> ( 1 ) . ارشاد : 2 / 96 ( با تفاوتى اندك در برخى كلمات ) . ( 2 ) . احزاب / 23 .