شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
136
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
بوده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را مشاهده نموده و شعبى از او روايت نقل كرده است . وى دلاور مردى شجاع به شمار مىآمده كه در نبردها و فتوحات اسلامى از او ياد شده است و سخن شبث در اين زمينه خواهد آمد . به گفتهء سيرهنگاران : مسلم بن عوسجه از جمله افرادى بود كه به حسين عليه السّلام نامه نوشت و بدان وفا كرد و آنگاه كه مسلم بن عقيل وارد كوفه شد ، براى ابا عبد اللّه عليه السّلام از مردم بيعت گرفت . مورّخان گفتهاند : هنگامى كه عبيد اللّه بن زياد وارد كوفه شد و مسلم بن عقيل از جريان اطلاع حاصل كرد ، مهياى جنگ با عبيد اللّه شد ، از اين رو ، پرچمى را براى « مسلم بن عوسجه » بست و او را بر تيرههاى مذحج و اسد و « ابو ثمامه » را بر تيرههاى تميم و همدان و « عبيد اللّه بن عمرو بن عزيز كندى » را بر تيرههاى كنده و ربيعه و « عباس بن جعدهء جدلى » را بر تيرهء مدينه گماشت و به سوى عبيد اللّه زياد به حركت در آمده و او را در دار الاماره به محاصره در آوردند . عبيد اللّه دست به پراكنده كردن مردم زد تا از يارى مسلم دست بردارند ، مسلم از خانهء مختار كه در آن اقامت داشت خارج شد و همان گونه كه قبلا يادآور شديم به خانهء هانى بن عروه كه شريك بن اعور در آن حضور داشت ، رفت . عبيد اللّه سعى داشت از محل اقامت مسلم اطلاع حاصل كند ، از اين رو ، معقل غلام خويش را با سه هزار درهم مأموريت داد تا به وسيلهء آنها محل اقامت مسلم را بيابد ، معقل وارد مسجد شد و نزد مسلم بن عوسجه رفت ، ديد در گوشهاى از مسجد مشغول نماز است ، منتظر ماند تا وى از نمازش فراغت يافت . بر او سلام كرد و سپس گفت : اى بندهء خدا ! من مردى شامى و از غلامان ذى كلاع هستم و خداوند با محبّت و دوستى اين خانواده [ اهل بيت عليهم السّلام ] و علاقهمندى به دوستان آنها بر من منّت نهاده است ، اكنون اين سه هزار درهم را در اختيار دارم و مىخواهم با مردى از اين خانواده كه شنيدهام وارد كوفه شده تا براى پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيعت