شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
120
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
بصره و بزرگانى چون مالك بن مسمع بكرى ، احنف بن قيس تميمى ، منذر بن جارود عبدى ، مسعود بن عمرو ازدى ، قيس بن هيثم و عمرو بن « 1 » عبيد اللّه بن معمّر ، فرستاد كه در آنها آمده بود : « اما بعد : فإن اللّه اصطفى محمدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على خلقه و أكرمه بنبوّته و اختاره لرسالته ، ثم قبضه اللّه اليه و قد نصح لعباده و بلّغ ما ارسل فيه . و كنّا اهله و اوليائه و اوصيائه ورثته و أحق الناس بمقامه فى الناس ، فاستأثر علينا قومنا بذلك ، فرضينا و كرهنا الفرقه ، و أحببنا لكم العافيه ، و نحن نعلم أنّا أحق بذلك الحق المستحق علينا ممّن تولّاه ، و قد بعثت اليكم رسولى بهذا الكتاب و أنا ادعوكم إلى كتاب اللّه و سنّة نبيّه فإن السنّة قد اميتت ، و إن البدعة قد احييت ، فإن تسمعوا قولى و تطيعوا أمرى أهدكم سبيل الرشاد « 2 » » . « خداوند محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بر آفريدگانش برگزيد و به تشرف نبوّت نايل گرداند و او را براى رسالت خويش گزينش نمود و پس از آن كه بندگان خدا را پند و موعظه كرد ، دستوراتى را كه برايش فرستاده شده بود به مردم رساند ، روح مقدس او را قبض نمود . ما خاندان و اوصيا و وارثان آن حضرت و سزاوارترين مردم به جانشينى آن بزرگوار ميان مردم به شمار مىآمديم ، ولى مردم ، ديگران را بر ما ترجيح دادند ولى به جهت پرهيز از تفرقه و پراكندگى و عافيت شما ، بدان تن در داديم و به خوبى مىدانيم كه ما از همهء مردم به حقى كه متعلّق به ماست ، سزاوارتريم ؛ فرستادهام را با اين نامه به سوى شما فرستادم و شما را به كتاب خدا و سنّت رسولش فرا مىخوانم ؛ زيرا سنّت ، به نابودى گراييده و بدعت ، پايدار گشته است ، اگر سخنم را بپذيريد و اطاعتم نماييد شما را به راه راست رهنمون خواهم شد » . برخى ، اين ماجرا را پوشيده نگاه داشته و عذرتراشى نمودند و يا قول اطاعت و فرمانبردارى دادند ، منذر بن جارود تصور كرد توطئهاى از ناحيهء عبيد اللّه در كار
--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 280 ( با تفاوتى اندك و حذف برخى كلمات ) . ( 2 ) . همان .