شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

121

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

است ؛ زيرا عبيد اللّه داماد منذر و شوهر بحريّه دختر او به شمار مىآمد . از اينرو ، در همان شبى كه عبيد اللّه تصميم داشت بامدادان راهى كوفه شود ، نامه و پيك را تسليم عبيد اللّه نمود ، وقتى عبيد اللّه نامه را خواند ، سليمان ، پيك امام عليه السّلام را حاضر كرده و او را گردن زد و صبح همان روز بر فراز منبر رفت و مردم را تهديد نمود و سپس بصره را به قصد كوفه ترك كرد تا در ورود به آن شهر ، بر حسين عليه السّلام پيشى گيرد . اسلم بن عمرو ، غلام حسين بن على عليهما السّلام وى ، يكى از غلامان حسين بن على عليه السّلام و كاتب ديوان و پدرش از نژاد ترك بود . به گفتهء برخى سيره‌نويسان و ارباب مقاتل : او در حالى كه اين رجز را مىخواند به ميدان نبرد شتافت . أميرى حسين و نعم الأمير * سرور فؤاد البشير النذير يعنى : رهبرم حسين است و چه نيك رهبرى ! او شادى و سرور دل پيامبر بشير و نذير است . وى ، آن قدر جنگيد تا به فيض شهادت نايل آمد . وقتى روى زمين قرار گرفته بود ، حسين عليه السّلام بالين او آمد ديد هنوز رمقى در بدن دارد و به حضرت اشاره مىكند ، امام عليه السّلام سر او را در آغوش گرفت و گونه به گونهاش گذاشت ، اسلم تبسمى كرد و عرضه داشت : من كجا و فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كجا كه صورت به صورتم گذاشته است و سپس روحش به آسمان‌ها پر كشيد ( رضوان اللّه عليه ) . قارب بن عبد اللّه دئلى غلام حسين بن على عليهما السّلام مادرش كنيز امام حسين عليه السّلام بود كه عبد اللّه دئلى وى را به ازدواج خويش در آورد و قارب از او متولد شد ، او غلام امام حسين عليه السّلام تلقّى مىشد ، همراه آن حضرت از مدينه به مكه و سپس به كربلا آمد و در نخستين حملهاى كه ساعتى قبل از ظهر صورت گرفت ، به فيض شهادت نايل شد .