شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

111

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

داراى فضل و خرد است ، او اوضاع كوفه را چنين و چنان توصيف كرد . حضرت كلمهء استرجاع [ إنا للّه و إنا إليه راجعون ] بر زبان جارى ساخت و چند بار فرمود : « خداوند آن دو را مشمول رحمت خويش گرداند » . عرض كرديم : شما را به خدا سوگند مىدهيم به خاطر خود و خاندانت از اين سفر منصرف شويد ؛ زيرا شما در كوفه ، يار و ياورى نداريد ، بلكه از آن بيم داريم كه بر ضد شما بشورند . فرزندان عقيل كه امام را همراهى مىكردند با اعتراض گفتند : ما تا انتقام خود را از دشمن نگيريم دست بر نخواهيم داشت . حسين عليه السّلام رو به ما كرد و فرمود : « لا خير فى عيش بعد هؤلاء ؛ پس از اينان زندگى ارزشى ندارد » . پى برديم كه حضرت مصمّم بر ادامهء مسير است . به دو عرضه داشتيم : خداوند خير را به ارمغانتان آورد . آن بزرگوار در حق ما دعا كرد و يارانش به حضرت عرض كردند : به خدا سوگند ! شما با مسلم تفاوت دارى ، اگر وارد كوفه شوى ، مردم زودتر به تو خواهند پيوست « 1 » . سيره‌نويسان آوردهاند : هنگامى كه امام حسين عليه السّلام وارد منطقهء « زباله » « 2 » شد ، نامهاى را كه از هواداران خود در كوفه به دست وى رسيده بود ، خارج ساخت و به ياران خود فرمود : « اما بعد : فقد أتانا خبر فظيع إنّه قتل مسلم و هانى و عبد اللّه بن يقطر و قد خذلنا شيعتنا ، فمن أحب منكم الانصراف ، فلينصرف ليس عليه منّا ذمام ، فتفرّق الناس عنه يمينا و شمالا إلّا صفوته « 3 » » .

--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 302 ؛ ارشاد : 2 / 73 . ( 2 ) . منزلگاهى در مسير مكه به كوفه ( معجم البلدان : 3 / 129 ) . ( 3 ) . ارشاد : 2 / 75 .