السيد الخوئي ( مترجم : الشيخ جعفر السبحاني )
92
مرزهاى اعجاز ( فارسى )
او گفت : من چه بگويم ؟ به خدا قسم در ميان شما كسى از من به اشعار عرب آشناتر نيست ، هيچ كس از شما به پايهء من در احاطه به فنون شعر از رجز و قصيده و اقسام سخن نمىرسد ، به خدا قسم سخن محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم شبيه هيچ كدام از آنها نيست . به خدا قسم سخن او داراى حلاوت و شيرينى خاصى است ، از هر سخنى برتر است ، و بالاتر از آن سخنى نيست . ابو جهل اصرار ورزيد و نظر خواست و گفت هرگز قريش دست از تو بر نمىدارد مگر اين كه دربارهء قرآن محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم نظر داده و دربارهء آن داورى نماى . او مهلت خواست و مدتى در اين موضوع فكر كرد ، در نتيجه فكر او به اينجا رسيد كه بگويد : قرآن محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم جادويى است كه از ساحران رسيده است . « 1 » و نيز از او نقل شده : هنگامى كه پيامبر برخى از سورههاى قرآن را براى او خواند ، او به انجمن قريش رفت و چنيني اظهار نظر كرد : به خدا قسم از محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم سخنى شنيدم ، كه به كلام انس و جن شباهت ندارد ، سخن او برترى و زيبايى خاصى دارد ، شاخسار آن پر ميوه ، و ريشههاى آن پر آب و پر بركت است ، سخنى برجسته كه هيچ سخنى از آن برجستهتر نيست ، و بالاتر از آن است كه بتوان با آن به معارضه پرداخت . « 2 »
--> ( 1 ) . تفسير طبري ، ج 29 ، ص 98 . ( 2 ) . تفسير قرطبى ، ج 19 ، ص 72 .