ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

316

قصص الانبياء ( فارسى )

تا بدانم . قال اللّه تعالى : أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً . « 1 » و در شريعت زكريّا آن بود كه روزه داشتندى هم از خوردنى و هم از گفتنى . ديگر گويند سه روز زبانش گران شد . سخن نتوانست گفتن مگر باشارت انگشت ؛ آنگاه زبانش بگشاد . قوله تعالى : وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً ، وَ كانَ تَقِيًّا « 2 » . حق تعالى يحيى را گفت بر طريق مدح كه كريم‌دل بود و نيك‌خواه و گزيده و نيكوكردار و پرهيزگار بود . قوله تعالى : وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا . « 3 » گفت نيكوكار با مادر و پدر خويش ، و گردن‌كش نبود . باز گفت : وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ . آية . « 4 » گفت سلام من بر وى آن روز كه بزاد و آن روز كه بميرد و آن روز كه برانگيزد . و سلام حق امن بود و تحيّت و نواخت . چنان كه گويند روز قيامت همه پيغامبران را از امّت بپرسند و رسانيدن رسالت ، مگر يحيى را . در خبر آمده است كه روز قيامت هفتاد هزار فريشته گردبرگرد يحيى عليه السّلام ايستاده باشند كه با وى همى روند تا ببهشت ، و خود را درو مىمالند تقرّب و تبّرك را . و به قصّه چنان آمده است كه يحيى پيش پدر سخن نگفتى مگر بدستورى ، تا زكريّا او را گفت يا پسر از آدميان مرا كس از تو دوستر نيست . چرا سخن نگوى با من ؟ گفت اى پدر اگر سخن گويم از دو بيرون نيست يا تو را خوش آيد يا نيايد ، اگر خوش ] b 941 [ آيد باشد كه رضاى حق تعالى اندر آن نبود ، و اگر ناخوش آيد ترسم كه حق تعالى مرا بگيرد . و چنين گويند كه هرگز پيش مادر و پدر ننشستى مگر به دو زانو و اگر خدمتى بودى مادر را او كردى . كما قال اللّه تعالى : وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ « 4 » . الآية .

--> ( 1 ) - آل عمران 41 - أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا . و جاى ديگر گفت : . . . ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً . ( ن ) ( 2 ) - مريم 13 ( 3 ) - مريم 14 ( 4 ) - مريم 15