ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

240

قصص الانبياء ( فارسى )

و بسوى بنى اسرايل آمد . و ايشان بآمدن او شادىها كردند و آن روز مريشان را چون عيدى گشت . پس موسى عليه السلام مريشان را پندها داد و هر چيزى كه آموخته بود ايشان را بياموخت . و از پس آن سه سال و هفت روز « 1 » بزيست و از دنيا برفت . و هارون از پس او هشت سال بزيست و ازين جهان بيرون شد ، و كار به يوشع افتاد . و موسى را عليه السّلم دوازده خليفه بود و ليكن ازين همه بزرگتر يوشع بود . و گويند از پس آن نبوت و رسالت بيوشع رسيد . قصهء پنجاه و پنجم يوشع بن نون عليه السلم قال اللّه تعالى : وَ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطاً . « 2 » و او را حق تعالى در قران يسع خواند كه به زبان عربى يسع را يوشع گويند و او از فرزندان شمعون بن يعقوب بود ، و عمّه‌زاده موسى بود عليه السّلام . و نيز شاگردى موسى كرده بود . و نيز مجاهد بود ، و چون وى كسى نبود بصلاح و نيكوكارى و جهاد ، و شمشير در نيام نكردى تا بدان حدّ كه خداى تعالى پيغامبر ما را صلّى اللّه عليه و سلّم خبر داد از غزوهاى او ، تا كه رسول ما را تمنّى افتاد كه كاشكى چنين فضل امّت مرا بودى . جبريل آمد عليه السّلام كه يا محمّد غم مدار كه من مر امّت ترا شبى دادم « 3 » كه هركه در ان شب بيدار باشد و عبادت كند در فضل با يوشع برابر بود كه او هزار ماه غزا « 4 » كرده است ، و آن شب قدر است : إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ . « 5 » و نيز گفته‌اند كه ] b 111 [ عادل بوده است .

--> ( 1 ) - هفت ماه ( 2 ) - الانعام 86 ( 3 ) - مدار كه خداى تعالى مر امت ترا شبى داده است ( 4 ) - غزو ( 5 ) - القدر 1