ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

212

قصص الانبياء ( فارسى )

و اين سخنى است كه از همه جانب‌ها مىشنويم . و ديگر سخن مخلوق را به گوش توان شنيدن و اين را بهفت اندام همىشنويم . ديگر كه سخن مخلوق را ] b 69 [ اين هيبت نبود و اين را هيبت است . ديگر سخن مخلوق را انقطاع بود و اين سخن منقطع نمىشود ، و ديگر سخن مخلوق را لذّت « 1 » نبود و كلام حق را هر ساعت لذت بيشتر است . ديگر در شنيدن سخن مخلوق زود ملالت افزايد و از كلام حق هر ساعت راحت بيشتر مىآيد ، هرچند بيش شنوى راحت و لذت بيش است و سيرى نيست . چندين حجت با ايشان بگفت . گفتند اين همه شنيديم ليكن ترا مصدّق نداريم تا ببينيم و بدانيم كه كلام حق است . قوله عز و جل : لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً « 2 » . چون اين سخن بگفتند موسى عليه السّلام غمگين شد و گفت الهى مىدانى كه اين قومىاند نادان و مرا تصديق نمىكنند . من درماندم با ايشان . در ساعت آتشى درآمد و آن هفتاد كس را بسوخت . قوله تعالى : فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ « 3 » . موسى چون چنان بديد غمناك شد گفت : الهى اين بزرگترين امّت من بودند و هر كسى ازيشان تبع دارد ، من چگونه بازگردم بىايشان ، مرا گويند تو ايشان را هلاك كردى و زندگانى بر من ناخوش گردد و قوم در شك و تهمت افتد « 4 » گويند كه موسى ايشان را ببرد تا كلام حق شنوند و ما را خبر دهند ، و اكنون همه را هلاك كرد ، و همه دروغ « 5 » حق تعالى ايشان را در ساعت زنده گردانيد . قوله عزّ و جلّ : ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ « 6 » . موسى عليه السّلم ايشان را گفت : همه يقين « 7 » گشتيد ؟ گفتند گشتيم ، و همه دانستيم كه راست ميگوئى .

--> ( 1 ) - اين لذت ( 2 ) - البقرة 55 ( 3 ) - النساء 153 ( 4 ) - افتند ( 5 ) - دروغ ميگويند ( ن ) ( 6 ) - البقرة 56 ( 7 ) - گفت اكنون بيقين . ( ن )