ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
209
قصص الانبياء ( فارسى )
عصا بر سنگ زد آب پديد آمد بقدرت حق تعالى . وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ « 1 » . و در قصّه چنين آمده است كه آن سنگى بود چون سر گربهء كه جبريل عليه السّلم به دو آورده بود ، از آن سنگها كه معجزهء آدم بود عليه السّلم . و نيز گفتهاند كه آن سنگ بود كه بر طور « 2 » عصاء موسى بر آن سنگ بود ، آنگاه كه عصا بيفكند موسى آن را در توبرهء داشتى ، و بر گردن درافكنده ، بامداد بيرون آوردى . و بر زمين نهادى از آن سنگ خرد ] a 69 [ دوازده « 3 » چشمه پديد آمدى مر دوازده « 3 » گروه را بقدرت حق تعالى . هر سبطى را يكى جوى مىرفتى تا آدمى و ستور و هرچه بودى همه سيراب شدندى . و نيز چندان برداشتندى كه آن همرا « 4 » بسنده بودى تا شبانگاه ، باز شبانگاه پديد آمدى تا همه سير آب شدندى ، و نيز آب طهارت و اغتسال برداشتند . و شايد بود كه هر سبطى هزار هزار خورنده بودندى از مرد و زن و كودك و چهارپاى . قوله تعالى : قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ « 5 » . پس بنى اسرايل دل بر آن بنهادند و خانها ساختند از گياه . و جامهاء ايشان آنچه بود از گرماى آفتاب بسوخت و بريخت . پس بناليدند از برهنگى . موسى عليه السّلم دعا كرد ، اجابت آمد حق تعالى ايشان را از آسمان جامه فرستاد دوخته ، دراز را باندازهء وى و كودك را به بالاى وى . و كودك كه از مادر بيامدى وى را از هوا جامه آمدى ، او بزرگ مىشد و جامهاش نيز بزرگ مىشد . و هر روز ابرى پديد آمدى بامداد تا شب ببودى ، جامهاشان از شوخ پاكيزه شدى . قوله تعالى : وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ « 6 » . همچنين تا چهل سال . قاصّان گويند كه ايشان اين چهل سال بدعاى بلعام ابن باعورا « 7 » ماندند
--> ( 1 ) - البقرة 60 ( 2 ) - در طور ( 3 ) - دوانزده ( 4 ) - كه همه را آن ( 5 ) - البقرة 60 ( 6 ) - البقرة 57 ( 7 ) - باعور