ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

210

قصص الانبياء ( فارسى )

ليكن اين درست نيست ، گفته‌اند ماندن ايشان در تيه سبب نافرمانى حق بود كه گفت بغزو و جهاد روند ، نرفتند ؛ خداى تعالى آن بديشان رسانيد . قوله تعالى : فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ « 1 » . الاية . و درست اينست . و در قصّه آمده است كه بنى اسرايل بتيه اندر بماندند ، دانستند كه بيرون آمدن روى « 2 » نيست ، دل بنهادند ] b 69 [ . موسى گفت بطور روم با گزيدگان قوم خويش تا ايشان كلام حق بشنوند . حق تعالى او را امر كرد تا روزه دارد يك ماه ، شكر اجابت دعا را . قوله تعالى : وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً « 3 » . سؤال - روز به روزه بود حق تعالى چرا بشب ياد كرد ؟ جواب - زيرا گشادن روزه بشب بود ، مر حرمت مؤمن را وقت نعمت ياد كرد نه وقت شدت . و سخن است اندر آن‌كه حق تعالى گفت . وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ « 4 » . چون سى روز روزه بداشت موسى عليه السّلم روزه بگشاد و بطور رفت . از حق تعالى امر آمد كه يا موسى ندانستهء كه بوى دهن روزه‌دار بر ما دوستر از بوى مشك بر شما ادب آن ده روز ديگر روزه فرمود . گفت پس بيا و كلام ما بشنو . و اين را قياس كردند از خبر مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم : لخلوق فم الصّائم اطيب عند اللّه من ريح المسك عند الناس « 5 » . پس محققان گفته‌اند ما اين نگوييم كه حضرت حق سبحانه و تعالى از آن پاكتر و منزّه‌ترست كه چنين بود ، ليكن رغبت عام را نيكوست . و بعضى گفته‌اند معنى اين آن بود كه روزه بفرمان خداى تعالى بگرفت و هنوز فرمان ناآمده روزه بگشاد ، گفت تمام شد ، و خواست حق آن بود كه بفرمان بگيرد و بفرمان بگشايد ،

--> ( 1 ) - المائدة 26 ( 2 ) - چاره ( 3 ) - الاعراف 142 ( 4 ) - الاعراف 142 ( 5 ) - در متن « عند اللّه » ، و اشتباه است .