ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
208
قصص الانبياء ( فارسى )
شبانگاه شدى پنداشتندى كه به منزل رسيدند ، خواستندى كه فروآيند بنگرستندى هم آنجا بودندى . همچنين تا چهارماه برآمد : بامداد برداشتندى و همه روز برفتندى چون شبانگاه شدى هم بر آنجاى بودندى كه برگرفته بودندى ، تا آنچه با ايشان بود از زاد و چهارپاى همه خورده شد . متحير شدند . فرياد برداشتند و زارى كردند . موسى گفت اين همه از شومى معصيت شماست كه ما را چنين افتاد . پس ] a 59 [ موسى دعا كرد و گفت يا رب اين همه بندگان تو بودند و بنادانى كردند آنچه كردند . اگر ايشان را هلاك كنى نيز بر روى زمين از آل يعقوب كس نماند كه ترا عبادت كند . نيز گفت : اللهم ارزقنا من شرفة لك . ملك تعالى دعاش اجابت كرد و منّ و سلوى فرستاد . قوله تعالى : وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى « 1 » . المنّ التّرنجيبن و السّلوى السّمانى المشويّة . ملك تعالى هر شبى اين « 2 » از هوا بفرستادى تا بر خاربنان آن بيابان فرو باريدى تا وقت برآمدن آفتاب ، ايشان آن را از خاربنان بچيدندى چندانكه قوت ايشان را كفايت بودى آن روز را . اگر درم سنگى بيشتر بودى گنده گشتى و امّا سلوى و برنج « 3 » بريان بوقت نماز ديگر بريشان فرو باريدى هم باندازهء قوت ايشان . ملك تعالى امر كرد : كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ « 4 » . و طعامشان « 5 » اين بود . و نيز آب خواستند موسى عليه السّلم بصحرا بيرون آمد و علماء و صلحاء بنى اسرايل را بيرون برد و دعا كردند ، ملك تعالى دعاء ايشان اجابت كرد ، و بفرمود موسى را تا عصا بر سنگ « 6 » زند تا آب پديد آيد . موسى
--> ( 1 ) - البقرة 57 ( 2 ) - اينها را ( 3 ) - در هر دو نسخه ، و ظاهرا « مرغ » در نسخه ( بيا ) كلمهاى شبيه به « ملخ » ( 4 ) - البقرة 57 ( 5 ) - تا چهل سال آنجا بماندند و طعامشان ( 6 ) - بر سنگى