ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

202

قصص الانبياء ( فارسى )

موسى دعا كرد و از حق تعالى بخواست شريعتى و طاعتى كه خشنودى تو در آن بود . حق تعالى اجابت كرد و وعده كرد به دادن توريت و شريعت ] b 29 [ بزرگوار كه هزار پيغامبر عليهم السّلم بر ان كار كردند ، و بنى اسرايل را بدان فخر بود و فضل بود بر همه خلقان . امر آمد كه يا موسى بنى اسرايل را بگوى كه من شما را اختيار كردم ، و بر همه خلقان فضل نهادم ، و از جملهء شما يك گروه را پيغامبرى دادم ، و يك گروه را ملك دادم ، و يك گروه را عالم و بزرگ گردانيدم . و نيز از دشمن برهانيدم ، و از دريا بگذراندم ، و چندين نيكوى كردم ، و بفرمودم : كونو الى حتّى اكون لكم ، مرا باشيد تا من مر شما را باشم ، و لا تعصونى اسخط عليكم ، به من عاصى مشويد كه خشم من بر شما لازم آيد ، و شما خشنودى من طلب كنيد . يكى غزو و جهاد كنيد بسوى يمن و برين عمالقه كه دشمن شمااند و آن پدران شما تا من نصرت كنم شما را ، و خشنودى من بيابيد « 1 » . موسى بيامد شادمانه ، و ببنى اسرايل اين فرمان برسانيد . ايشان نيز شادى كردند كه ما فرمان برداريم . كار بساختند مرغزورا ، و همه از شهر بيرون شدند تا بسر بيابان . ملك يمن خبر يافت از آمدن موسى و بنى اسرايل ، بترسيد ، كه از هلاك شدن فرعون خبر يافته بود . پس رسولى بفرستاد از بقيّت عاديان كه حرب را « 2 » شايد بنمود ، و هيچ حذر نكرد ، و صفت لشكر و قوت از ملك بگفت « 3 » . موسى گفت باكى نيست از قوت و شوكت تو و آن ملك ، كه حق تعالى ناصر

--> ( 1 ) - و خشنودى بيابيد ( 2 ) - عاديان با قوت و شوكت بيامد بنزديك موسى عليه السلام و قوت و ادبها كه حرب را . . . - پس بر موسى عليه السلام كس بفرستاد از آن بقيت عاديان با قوت و با شوكت ، بيامدند پيش موسى ، و ادبها كه حربها را بر كار آيد و شايد ، بنمودند . ( بيا ) ( 3 ) - و قوت و ادبها بگفت .