ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
81
قصص الانبياء ( فارسى )
بقدرت خود . آنگاه لوط بشام هفت سال ديگر بزيست ، و دختران را بخويشان خويش بزنى داد و كسهاى ابرهيم بودند . آنگاه بمرد « 1 » در ماه ربيع الاوّل روز چهارشنبه . قصهء سى و يكم يعقوب عليه السلم يعقوب پسر اسحق بود و مادرش دختر لوط بود . چون بارخواست نهادن پسرى آمد ، عيص نام كردند . و يعقوب پس عيص بيامد از مادر . و عيص پيامبر نبود ليكن فرزند اسحق بود . آنگاه يعقوب را اسراييل نام كردند به زبان عبرى بندهء خداى بود ، چنان كه بتازى عبد اللّه . آنگاه اسحق درگذشت ، پيغامبرى بيعقوب رسيد . و چنين گويند او را هفت زن بود از هر يكى دو پسر و دخترى بيامد . مادر يوسف را حيل بنت لابان بن لوط بود . زنى بود نيكوروى و عالمه و عاقله ، از زنان يعقوب ازو خردمندتر نبود ، و هم به حال جوانى بود كه بمرد . يوسف و ابن يامين و خواهرى از او بماند . و در روزگار پيغامبرى يعقوب عليه السلام دشمنى بود كافر ، او را عملاق خواندندى . مردى بود از بقيّت عاديان با تبع بسيار . و گويند بخدايى دعوى كرده بود . يعقوب را با وى چهار بار حرب افتاده بود [ b 73 ] . پس يهودا پسر يعقوب بحرب او رفت تا او را بكشد . حق تعالى فرزندان يعقوب را قوى آفريده بود با جمال و قد و قامت و نعمت و جوانى تمام بودند . و يعقوب بر شريعت ابرهيم بود و او را شريعت ديگر نبود جز آن . و گويند
--> ( 1 ) - آنگاه لوط نيز بمرد