ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

82

قصص الانبياء ( فارسى )

كارها بفرزندان سپرده بود و خود بعبادت مشغول بود ، و از همه دوستر يوسف را داشتى و بنى اسرايل از فرزندان يعقوب بودند . رسيد تا بوقت عيسى عليه السلم سه هزار سال ، و بوقت رسول ما صلى اللّه عليه و سلّم و تاكنون همه جهودان از فرزندان باقىاند . قصهء سى و دوم احوال بنى اسرائيل و چگونگى حال ايشان اما يعقوب را عليه السّلم اسراييل گفتند از پنج وجه : باخبار آمده است كه يكى آن بود كه بندهء خداى بود كه او را نام كرده بودند . و ديگر اسراييل به زبان عبرى برآمدن بود از آل ابرهيم كه وى برآمد كه كتاب و نبوّت و شريعت بروماند اسراييل بدان گفتندش . ديگر چون از مادر جدا شد فريشتگان به آسمان دنيا برآوردندش آن‌گاه اسرايلش نام كردند فريشتگان . چهارم بدان گفتند كه سه روز برفت و بدان محراب كه ابرهيم و اسمعيل و اسحق نماز كرده بودند و سجده نماز كرد . ديگر گويند كه از خاندان خويش برفت بكنعان ، و آنجا وطن ساخت از بهر اين اسراييل گفتند و بكنعان بود تا كه يوسف بمصر افتاد . يعقوب با فرزندان هم آنجا بودند ، و نسل ايشان بسيار شد چنان كه باخبار آمده است كه دوازده سبط بودند بروزگار موسى عليه السّلم ، هر سبطى صد هزار مرد رسيده بودند بجز از زنان و فرزندان ايشان ، و همه از فرزندان يعقوب بودند . حق تعالى فرزندان يعقوب را اسباط خواند از نسل بسيار كه بودند ، و يعقوب [ a 83 ] رسول بود بدان مردمان كه ابرهيم و اسحق بود ، و چند ميراث پيغامبران بوى رسيده بود ، و كتابش صحف ابراهيم بود ، و فرزندانش همه